اسماعيل ناظم

مقدمه 20

دارونامه طوبا ( گزيده داروهاى مجرب پزشكى ايرانى ) ( فارسى )

مرض توان نمود ، متوجّه به « دوا » نبايد شد ؛ و تا از « دواى ضعيف القوه سهل المئونه » رفع احتياج شود ، به « دواى قوى و دشوار » رجوع نبايد نمود . نيز : بر طبيب لازم است كه تا كار به « غذا » برآيد متوجه « دوا » نشود ، و تا مرض به « دواى مفرد » علاج شود رجوع به « دواى مركب » نكند ، و تا علت به « دواى مركب خفيف » دفع شود به « معاجين كبار » مرتكب نگردد . و اگر دواى مفرد را در مرضى كه علاج مىكند كافى داند ، از آن تجاوز ننمايد ؛ زيرا كه دواى مفردْ اخف است بر طبيعت از مركّب . و اگر احياناً دواى مفرد را در مقصود خود كافى نيابد ، در اين صورت جايز است كه آن را تركيب نمايد و به دواى مركّب معالجه كند . ( قرابادين عقيلى ) و مركّب هر چند قليل الاجزاء و خفيف باشد ، بهتر است از كثير الاجزاء و ثقيل ، زيرا كه دواى مفردْ اخفّ است بر طبيعت از مركب ؛ و آنكه از مفردْ مقدار شربت تام كامل در اكثر مستعمل مىگردد به خلاف مركب . و فايده كه بر شربت تام كامل مترتب مىگردد ، البته زايد است از غير تام كامل . ( قرابادين عقيلى ) 5 . قانون مراعات سلسله مراتب در پزشكى ايرانى ، براى دفع بيمارى روش‌هاى مختلفى وجود دارد كه برخى در طول هم و برخى در عرض هم‌اند و رعايت تقدم و تاخر آن‌ها در معالجه ضرورى است . براى مثال ، داروهاى محلّل بر معرّقات تقدّم دارند و معرّقات بر مدرّات و . . . . حكيم عقيلى مىنويسد : تا به محلل و معرّق و مدر رفع احتياج شود ، مليِّن نبايد استعمال نمود ؛ و تا به مليّن قضاى حاجت و تنقيه و رفع غاليه گردد ، به مسهل نبايد پرداخت ، خصوص به ادويه مسهله قويّه مگر عند الضروره و بىمنضج . و در نضج موادّ - كه عبارت از اعتدال قوام و قابليّت دفع خلط است - مسهل نبايد داد ، مگر هنگام عدم فرصت ؛ زيرا كه طبيعت و جوهر دوا البته هر دو با هم مضادّت و مخالفت دارند . ( خلاصة الحكمة ) 6 . قانون تركيب ادويه آگاهى از قوانين تركيب ادويه ، به قول حكيم عقيلى ، از اجلّ علوم و اشرف صنايع فن پزشكى است . پيش از پرداختن به مفاد اين قانون ، ابتدا بايد وجه نياز