اسماعيل ناظم
67
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
آيا حركت فلسفه در جهت تجزيه اجسام در همينجا تمام است ؟ خير ، گام ديگرى هم هست : از ديدگاه فيلسوف ، خود جسم ، كه ماده مشترك همهء عناصر و ذرات بنيادى است ، باز مركب است از صورت جسميه و مادهاى كه به آن « هيولا » يا « مادهء حقيقى » يا « مادّهء اوّلى » مىگويند . صورت جسميه جوهرى است كه هيچ خاصيتى ندارد جز اينكه بالفعل فضا يا بخشى از فضا را ، بهطور پيوسته ، در سه بعد پر مىكند . اما هيولا چيست ؟ هيولا جوهرى است كه هيچ خاصيتى ندارد جز اينكه بالقوه ساير اشياست ؛ به عبارت ديگر ، جوهرى است كه هيچ فعليتى ندارد ؛ يعنى ، هيچيك از اشياء بالفعل جهان نيست و بالفعل هيچ اثر و خاصيتى ندارد جز اينكه محلّ صورتهاست و مىتواند با حلول صورتى در آن شيئى از اشياء بالفعل جهان باشد و آثار آن شىء را داشته باشد . اما چيزى كه هيچيك از اشياء بالفعل جهان نيست چگونه با حلول صورتى در آن يكى از اشياء بالفعل جهان مىشود ؟ پاسخ اين است كه با تركيب با آن صورت . هويت هيولا چيزى نيست جز محل براى هر صورت حلولكنندهاى اما به اين نحو كه با حلول هر صورتى در آن با ؟ ؟ تركيب مىشود و حاصل اين تركيب نه هيولاى تنهاست ، نه صورت تنها و نه صرفا مجموع آن دو ، بلكه جوهر سومى است غير از اين دو كه اين دو ، جزء آن هستند . پس با حلول صورت جسميه در آن ، با آن تركيب شده جسم مىشود . جسم نه هيولاست نه صورت جسميه و نه صرفا مجموع اين دو ، بلكه جوهر سومى است مركب از اين دو . نيز با پيدايش صورت الكترونى در آن با آن تركيب شده الكترون مىشود و قس على هذا . اين همان نظريهء مشهور ارسطوست مبنى بر « تركيب انضمامى اجسام از ماده و صورت » كه ابن سينا و پيروان او هم به آن معتقدند . نتيجه اينكه حقيقت هيولا جز « جوهر پذيرنده يا قابل » و به عبارت ديگر ، جز « جوهر بالقوه » نيست . پذيرنده بودن و بالقوه بودن همه هويت آن است . استدلالى كه فيلسوفان بر اثبات هيولا آوردهاند به « برهان