اسماعيل ناظم

68

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

قوه و فعل » مشهور است ولى ما ، چون صرفا در صدد گزارش از مشرب اين سينا هستيم و نه اثبات مدعاى او ، از ذكر اين برهان صرف نظر مىكنيم . از آنچه گذشت ، مىتوان دريافت كه مادهء حقيقى جز هيولا نيست و ساير موادى كه از آنها سخن گفتيم و قدم بقدم آنها را تجزيه كرديم تا به هيولا رسيديم ، مانند مادّه آب و مادّهء اكسيژن و مادّهء نوترون و مادّهء ذرات بنيادى ، هيچيك صرف نظر از هيولا مادّه نيست ، زيرا ، همانطور كه ديديم ، هريك از مواد مذكور ، با تجزيه عقلانى ، در نهايت به هيولا مىرسد ؛ يعنى ، هريك در نهايت مركب از هيولا و صورتى است و آشكار است كه وجود همين هيولاى درونى است كه سبب شده است مادّه باشد ؛ يعنى ، پذيرنده و محل صور باشد نه وجود صورت درونى آن ، پس همهء اين مادّه‌ها به اعتبار هيولاى درونىشان مادّه‌اند ، نه صرف‌نظر از آن و خود به خود . لذا هيولا را « مادّه حقيقى » و « مادّهء اولى » و « مادّة المواد » هم مىگويند و در مقابل ساير موادّ را ، كه حاوى صورتى هم هستند ، « مادهء نسبى » و « مادّهء ثانوى » مىنامند . ما از اين پس هرگاه واژهء « مادّه » را بدون هيچ قيدى به كار ببريم مقصودمان هيولاست . 2 / 2 - صورت از آنچه گفتيم ، معناى صورت نيز فهميده مىشود . بر خلاف مادّه كه جوهر بالقوهء محض است و اصلا هويتش بالقوه بودن است ، صورت جوهرى است كه بالفعل است و به هيچ وجه و از هيچ جهت بالقوه نيست . تمام آثار و خواصى كه در انواع اجسام ديده مىشود ناشى از صورت آنهاست . پس مىتوان در تعريف آن گفت : صورت جوهر بالفعلى است كه منشأ آثار و خواص شىء است . مثلا ، در آب ، صورت آبى منشأ فعليت آب است و همه آثار و خواص آب از آن سرچشمه مىگيرد . در طلا نيز صورت طلائى اين نقش را دارد و هكذا . از توضيحاتى كه دربارهء صورت و مادّهء داديم ، آشكار است كه هيچ صورتى ممكن نيست كه بدون مادّه موجود باشد ، زيرا گذشت كه صورت از نوع حلول‌كننده هاست و بنابراين ممكن نيست بدون مادّهء ، كه محلّ آن است ، موجود باشد . همچنين