اسماعيل ناظم
65
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
چيزى كه در موضوع موجود نيست ؛ دقيقتر بگوئيم ، ماهيتى كه هنگامى كه موجود است در موضوع نيست . در دستهبندى ارسطوئى ، جواهر پنج نوعاند : هيولا ، صورت ، جسم ، نفس و عقل ، كه بجز هيولا هريك از اين انواع خود شامل انواع جزئىترى است . انواع جوهر 1 / 2 - هيولا در طبيعت ، بسيارى از اشياء مركباند ؛ مثلا ، آب از اكسيژن و هيدروژن و نمك طعام از كلر و سديم . به نظر شيميدان ، براى اين دو ، بجز اجزاء نامبرده جزء ديگرى نيست ، چرا كه ابزار علوم تجربى ، و از جمله شيمى ، آزمايش و تجربه است و تنها اجزائى كه با آزمايشهاى شيميائى قابل كشفاند همين اجزايند . اما از ديدگاه فيلسوف ، چون نمىتوان خواص مركبات را به خواص اجزاء شيميائى آنها فروكاست و نشان داد كه خواص آنها برآيند خواص اين اجزاست ، بناچار بايد پذيرفت كه اين خواص ناشى از شىء ديگرى هستند غير از اجزاء شيميائى مركب ، كه فيلسوفان آن را « صورت » مىنامند . پس فيلسوف جزء ديگرى به اجزاء مركب مىافزايد كه از طريق حس و تجربه قابل كشف نيست و فقط با برهان عقلى به وجود آن مىتوان پى برد . رابطه اين جزء ، يعنى صورت موجود در مركب ، با اجزاء شيميائى آن ، كه به آنها « ماده » مىگويند ، رابطه حلولى است : صورت در ماده ، يعنى در اجزاء شيميائى تركيب شده ، حلول مىكند ، با آن تركيب مىشود و بدين نحو مركب مزبور به وجود مىآيد . پس از ديدگاه ارسطو ، اكسيژن و هيدروژن تركيب يافته خود آب نيستند ، بلكه ماده آب ؛ يعنى ، جزئى از وجود آباند و براى آب جزئى غير تجربى هم وجود دارد كه همان صورت آب است كه منشأ تمام خواص و آثارى است كه در آب مشاهده مىكنيم