اسماعيل ناظم

64

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

جوهر و انواع آن جوهر چيست ؟ با كمك گرفتن از توضيحاتى كه در باب عرض آمد ، براحتى مىتوان جوهر را شناخت . گفتيم كه هر عرضى اولا ، صفت است ؛ ثانيا ، وجودى مغاير وجود موصوفش دارد و ثالثا ، موصوفش از آن بىنياز است . اكنون جواهر دو دسته‌اند : دسته اوّل جواهرى كه اصلا صفت نيستند ، خود مستقل‌اند ، طبعا براى آنها موصوفى متصور نيست تا سؤال شود كه آيا وجود آنها مغاير وجود موصوفشان است يا نه و آيا موصوفشان از آنها بىنياز است يا نه . انسانها ، حيوانات ، گياهان و كليه جماداتى كه با آنها آشنا هستيم از اين قبيل‌اند . همه چيزهائى كه موصوف اعراض واقع مىشوند از همين نوع جواهرند به عبارت ديگر ، هر موضوعى جوهرى از اين نوع است . دسته دوم همان صورتها هستند كه در تعريف عرض ، بمناسبت ، دربارهء آنها توضيح داده‌ايم . اجمالا اين دسته ، همانند اعراض ، صفت‌اند و ، باز همانند اعراض ، وجودى مغاير وجود موصوفشان دارند و تنها فرق آنها با اعراض اين است كه موصوفشان به آنها نيازمند است ؛ به عبارت ديگر ، حلول‌كننده‌هائى هستند كه محلّ آنها به آنها نيازمند است ؛ يعنى ، گرچه حلول‌كننده‌اند ، در موضوع حلول نمىكنند . چنان كه مىبينيم ، جواهر دستهء اول اصلا در چيزى حلول نمىكنند ، نه در موضوع و نه در هيولا ، و جواهر دسته دوم هم كه حلول‌كننده‌اند در هيولا حلول مىكنند نه در موضوع ، پس هر دو دسته در اين جهت مشترك‌اند كه در موضوع حلول نمىكنند . با توجه به اين وجه مشترك مىتوان ، در تعريف جوهر ، گفت :