اسماعيل ناظم
62
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
پس حجم جسم مكعبى شكل كميّت آن است و نيز سطح يك مربع يا طول يك پارهخط و يا تعداد چند چيز همه كميتاند و از اعراض به شمار مىآيند . زمان نيز از كميّات است ، با اين تفاوت كه ساير كميات ثابتاند و زمان سيال است . توضيح بيشتر در اين مورد را بايد در بحث حركت جستجو كرد . ابن سينا در تحقيقات نهائى خود كميت را از صفات عين ذات به شمار آورده است نه از اعراض . 2 / 4 - اين اين حالتى است كه از نسبت شىء با مكان شىء حاصل مىشود . به تعبير روشنتر ، اين همان حالت « در مكان بودن » شىء است . وقتى مىگوئيم شىء A در اين مكان است ، « در اين مكان » صفت A است . به نظر فيلسوفان اين صفت از اعراض است ، زيرا وقتى كه A از مكان B به مكان C مىرود ، خودش ثابت و موجود است در حالى كه اين صفت آنكه « در مكان A » است تغيير كرده است . پس صفت « در مكان بودن » عرض است . بايد توجه داشت كه در مكان بودن غير از خود مكان است . مكان شىء صفت و حالت خود آن شىء نيست اما در مكان بودن صفتى از صفات خود شىء است . به همين دليل مكان شىء از اعراض آن نيست ولى اين شىء از اغراض آن است . 3 / 4 - متى متى حالتى است كه از نسبت شىء با زمان براى شىء حاصل مىشود ؛ به عبارت ديگر ، متى همان حالت « در زمان بودن » شىء است . با استدلالى مشابه آنچه در اين آمد ، مىتوان نشان داد كه متى نيز از اعراض است . ضمنا توجه به اين نكته ضرورى است كه در زمان بودن غير از خود زمان است . 4 / 4 - وضع وضع حالتى است از شىء است كه در اثر نسبت برخى از اجزاء جسم به اجزاء ديگر و نسبت كل جسم به ديگر اجسام براى شىء حاصل مىشود ، مانند حالت ايستاده و نشسته كه هريك وضعيت خاصى از انسان است .