اسماعيل ناظم
21
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
تمام حكماء و دانشمندان در مفهوم هيولى متفقاند ولى در مصداق آن اختلاف دارند . اشراقيون همان صورت جسميه را هيولى مىدانند . مشائين معتقدند كه جسم بسيط مركب از دو جزء است . يك جزء جسم به آن بالقوه است و جزء ديگر كه جسم به آن بالفعل است . مثلا ( ر . ك : به بحث هستهء خرما ) . مشائين كه جسم را مركب از هيولى و صورت مىدانند ، چند دليل آوردهاند ؛ يكى از آن براهين برهان فصل و وصل است و اين برهان مبتنى بر سه مقدمه است به شرح زير : برهان فصل و وصل و مقدمات آن مقدمه اول : اتصال يا حقيقى است يا اضافى ( غير حقيقى ) . اتصال حقيقى آن است كه قياس به غير نباشد . اتصال اضافى آن است كه قياس به غير باشد و هركدام از اينها بر دو قسماند . اتصال حقيقى يك دفعه به اين معنى است كه بين اجزاى متصل حد مشتركى باشد و اين حد مشترك را در هندسه فصل مشترك مىنامند ؛ مثل نقطه كه حد مشترك است بين دو خط اتصال ؛ به اين معنى فصل مقسم كم و مقوم كم متصل است ( كم متصل كمى است كه بين اجزايش حد مشتركى باشد ) . كم منفصل نيز آن است كه بين اجزايش حد مشتركى نباشد . معنى دوم اتصال حقيقى بودن شىء در حد ذاتش ممتد در سه جهت ، و اتصال به اين معنى جوهر است و اين اتصال فصل مقسم جوهر و مقوم جسم طبيعى است . معنى اول اتصال اضافى آن است كه دو مقدار در نهايت يكى باشند ؛ مثل دو ضلع زاويه نسبت به رأس زاويه . معنى دوم اتصال اضافى آن است كه جسم متحرك باشد به حركت جسم ديگر ؛ مثل اينكه اسب درشكه را حركت مىدهد . مقدمه دوم : انفصال عدم اتصال است از چيزى كه شأنيت اتصال دارد ؛ مثلا به ديوار نمىتوان گفت كور است ؛ زيرا كه شأنيت بينايى دارد . پس مجرد است كه شأنيت اتصال ندارند . انفصال به آنها اطلاق نمىشود ؛ مثل عقول مجرده .