اسماعيل ناظم
115
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
مبدعات و جهان عقول ، چون امكان ثابت است ، مىتوان گفت مقتضى موجود است و چون از تضاد و تزاحم در آنجا اثرى نيست ، مىتوان گفت مانع نيز مفقود است . هنگامى كه مقتضى موجود و مانع مفقود باشد ، نتيجهء كار كه نيل به مقصود باشد ، حاصل مىگردد و بنابراين وصول به مطلوب هميشه متحقق است . اما در اين عالم كه جهان عناصر است ، هرگز نمىتوان ادعا كرد كه مانع مفقود است ، اگرچه مىتوان گفت كه موانع و شرور دائمى و اكثرى نيستند . زيرا آنها را بايد از اسباب اتّفاقيه به حساب آورد نه از علل ذاتيهء اشياء . و چيزى كه از علل اتفاقيه باشد ، هرگز دوام نخواهد داشت . بنابراين ، نيل به مقصود براى اكثر موجودات اين جهان نيز ميسّر است ؛ اگرچه برخى موجودات به علت برخورد به موانع از رسيدن به مقصود و نيل به مطلوب محروم خواهند ماند . « 72 » الشىء لا يعدم بذاته به مقتضاى اين قاعده ، هيچچيز خودبهخود نابود نمىشود و ذات شىء هرگز مقتضى نيستى خود نمىباشد . بلكه همواره نيستى عارض بر ذات شىء مىشود ؛ زيرا اگر ذات هر شىء نيستى را اقتضا مىكرد ، هرگز موجود نمىشد . برخى گمان كردهاند كه اين قاعده عام نيست و مسئلهء حركت از دايرهء شمول آن خارج است ؛ زيرا چنين پنداشتهاند كه حركت خودبهخود نابود مىشود و ذات آن نيستى را مىپذيرد و هردم موجود و معدوم شدن خاصيت ذاتى آن است . ولى اين پندارى است محال كه بر اساس محكم عقل استوار نيست ؛ زيرا اگرچه حركت موجودى است سيّال و لغزنده كه بر يك قرار نيست و همواره در حال موجود و معدوم شدن است ؛ ولى هرگز بدون علت نه موجود مىشود و نه معدوم ؛ بلكه همواره با اتكاء به علت ، جزئى از آن جاى خود را به جزئى ديگر مىدهد و به اين ترتيب ادامه مىيابد . ابو نصر فارابى ، فيلسوف اول اسلام ، اين قاعده را مورد بحث قرار داده و مىگويد :
--> ( 72 ) . همانجا .