اسماعيل ناظم
102
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
فصل فى أنّ المحرك الاوّل كيف يحرّك و أنّه محرّك على سبيل التّشويق إلى الآقتداء بأمره ايولى لاكتشاف تشبّه بالعقل و الّذى يحرّك المحرّك من غير أن يتغيّر به قصد و إستيناف ، فهو الغاية و الغرض الّذى إليه ينحو المتحرّك و هو المعشوق و المعشوق بما هو معشوق ، هو الخير عند العاشق . . . . « 54 » برحسب آنچه تاكنون از يعقوب اسحاق كندى و ابو نصر فارابى و ابن سينا در باب اين قاعده و اثبات محرك اول نقل شد ، محرك اول ، علت غايى حركت است و حركت براى وصول يا تشبّه به آن تحقق مىپذيرد . براى بررسى بيشتر در اين قاعده و اثبات محرك اول و نسبت حركت با محرك ، و به طور كلى جميع مسائل مربوط به حركت ، مراجعه به آثار صدر المتألّهين ضرورى است . اين فيلسوف بزرگ اسلامى در اين باب داد سخن داده و بحث از مسائل حركت را به اوج كمال خود رسانده است . در تاريخ فلسفه پيش از وى كمتر فيلسوفى را سراغ داريم كه تا اين اندازه در مباحث حركت غور كرده باشد . اگر هم كسانى به بررسى همهجانبه در اين باب پرداخته باشند ، كمتر كسى به ابتكارات جديدى دست يافته است . مسائل مربوط به حركت از جملهء مسائل بغرنج و پيچيده است كه فلاسفه همواره در حل آن با بنبست مواجه شدهاند . فلاسفهء پيش از صدر المتألّهين ، طى ساليان متمادى حركت را در چهار مقولهء عرضى : كم ، كيف ، أين و وضع منحصر مىكردهاند و ساير مقولات عرضى و همچنين مقولهء جوهر را بدون حركت مىپنداشتهاند ؛ در نتيجه بسيارى از مسائل كه مبتنى بر حركت است ، هم چنان لا ينحل باقى مانده بود . صدر المتألّهين با بررسى عميق در مباحث حركت ، به ابتكار تازهاى دست يافت و براى نخستين بار در تاريخ فلسفه ، حركت در مقولهء جوهر را به اثبات رسانيد و در اين راه از هيچ مشكلى نهراسيد و از هيچگونه كوششى دريغ نكرد . وى با اثبات حركت در جوهر و
--> ( 54 ) . النجاه ، ص 429 .