اسماعيل ناظم
69
طب و طبيعت ( فارسى )
مطلب اول : آنچه در اين قسمت نقل مىشود ، گرچه در درون خود از همگسيخته هستند امّا دربرگيرندهء نكاتى مفيد است كه طبيب را براى برقرارى ارتباطى نزديكتر با طبيعت يارى مىدهد : الف - در استفراغ تامّ ، خلأ لازم مىآيد و مخالف عادت طبيعت است . « 1 » ب - در زمان انتهاى بيمارى ، نبايد مسهل داد ؛ چون وقت مجاهدهء طبيعت با بيمارى است و باعث حيرت طبيعت مىگردد . « 2 » ج - عادتها براى طبيعت ، حكم طبيعت ثانويه دارند و لذا ترك آنها در صورت مذموميّت ايشان ، بايد به تدريج باشد . « 3 » د - تلطيف تدبير در تبها معين بر نضج است ؛ چون طبيعت هرگاه مشغول غذا نشود ، مشغول به نضج اخلاط مىگردد . « 4 » ه - بقراط مىگويد : هر بيمارى را با گياه شهرش درمان كن ؛ چون طبيعت ، مشتاق به عادات خود است . « 5 » و - به هنگام ضعف طبيعت ، حتى دارو هم در بدن اثر نمىكند ، چون طبيعت است كه خواص دارو را به بدن و اعضا مىرساند . « 6 » و لذا جرجانى مىگويد : « نبينى كه هرگاه طبيعت ضعيف شود ، قوّتها از كار خويش بازماند ؛ نه تن از طعام غذا يابد و نه دارو منفعت كند . و از بهر اين است كه مثلا انزروت از جراحت انسان مرده گوشت برنياورد و سقمونيا ، مرده را اسهال نكند » . « 7 »
--> ( 1 ) . همان ، چاپ سنگى ، ص 1010 كامپيوتر . ( 2 ) . همان ، ص 1011 كامپيوتر . ( 3 ) . همان ، ص 739 كامپيوتر . ( 4 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟ . ( 5 ) . طبقات الاطبّاء ، ص ؟ ؟ ؟ ( 6 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص ؟ ؟ ؟ . ( 7 ) . ذخيرة خوارزمشاهى ، ص 62 .