اسماعيل ناظم
60
طب و طبيعت ( فارسى )
عقيلى در جاى ديگر مىگويد : « سيوم : آنكه دلالت نمايد بر امر مستقبل آينده ؛ مانند اختلاج لب پايين كه دلالت مىكند بر آنكه به زودى قى حادث مىگردد . و اين را « تقدمة المعرفه » و « سابق العلم » نيز نامند ؛ به جهت آنكه پيشى دارد به علم با آن چيز به طريق مشاهده . و از اين ، هم مريض و هم طبيب منتفع مىگردند : امّا مريض ، به جهت آنكه واقف مىگردد بر تدبيرى كه واجب است او را . امّا طبيب ، براى علامتى كه استدلال مىنمايد به آن برقى و خبر مىدهد او را و مىيابد كه طبيعت درصدد دفع مادّه است به طرف اعالى به قى ؛ پس اعانت او خواهد نمود آن را ؛ زيرا كه طبيب ، خادم طبيعت است و دفع نخواهد نمود مادّه را به جهت ديگر و اين اخبار و اعلام طبيب را بر امر آينده ، « تقدمة الانذار » و « انذار مطلق » نيز خوانند و گاهى « انذار » را به اخبار امر مذموم اختصاص مىدهند و اخبار به امر محمود را به « بشارت » . از اين علامات : بعضى مفيد طبيب است بنا بر ظهور حذاقت آن ، و بعضى مفيد مريض است بنا بر اطلاق و بيان او بر ماجرا و احوال خويش ، و بعضى مفيد هر دو است » . « 1 » فصل سوم : برخى روشهاى جزئيّهء « اعانت طبيب بر طبيعت » اين فصل ، متكفل بيان برخى روشهاى درمان مصنوعى - يعنى ساختن و ايجاد روشهاى درمان طبيعى توسط طبيب - است كه هدف اصلى تمام اين نگاشته ، در همين فصل خلاصه مىشود و در واقع آنچه قبلا گفته شد ، يا مقدمهء فهم و يا مقدمهء پياده كردن اين فصل مىباشد . حكيم ارزانى بعضى از اين روشها را چنين بيان مىكند : « و اين صراع بحرانى . در امراض حارّه عنفه بيشتر باشد . علامتش آن است كه در « ايام باحورا » [ كه بحث آن در بحران كه در آخر تب مذكور است خواهد آمد ] بود . و باشد كه بول ، سفيد و رقيق بود .
--> ( 1 ) . خلاصة الحكمة ، ص 550 - 551 .