اسماعيل ناظم

48

طب و طبيعت ( فارسى )

مىباشد . يكى ، اينكه اساسا آيا طبيعت ، ضعف و قوّت دارد ؟ دوّم ، اينكه امور مضعفهء طبيعت چه چيزهايى هستند ؟ سوّم ، اينكه امور تقويت‌كنندهء طبيعت چه چيزهايى هستند ؟ وجود ضعف و قوّت در طبيعت : صدر المتألهين شيرازى در اين‌باره مىگويد : « جميع طبائع ، بالذات متوجه كمالات خود هستند و تخلّف از رسيدن آنها به كمالات و غايات خود ، يا به خاطر عوامل قسريّه است و يا عروض قواطع و يا قصور طبيعت » . « 1 » امّا در كلمات اطبّاء ، سخن از ضعف و قوّت طبيعت به وفور ديده مىشود و بهترين دليل بر اين مدعا ، همين دو بحث بعد از اين بحث است كه در آنها اطبّاء صراحتا از امور مضعفه و مقويهء طبيعت سخن مىگويند و واضح است كه اگر طبيعت ، قابل پذيرش عناوينى - چون ضعف و قوّت - نبود ، مضعف و مقوى طبيعت معنى نداشت . امور مضعفهء طبيعت : به طور كلّى مىتوان گفت عمل بر خلاف طبيعت مضعف آن است به اين سخن عقيلى توجه كنيد : « در فصل شتا حرارت و قوا و اخلاط ميل به باطن دارند و ساكن‌اند ، تهيّج و تحريك آنها به فصد و قى باعث تحريك به خلاف ميل طبيعت و موجب تضعيف و تحليل آن است ؛ هرچند كه در فصد ، اخراج موادّ غليظ بيشتر مىباشد . . . » . « 2 » با اين حال امور جزئى فراوانى را مىتوان از مضعفات طبيعت برشمرد كه در اينجا آنچه نگارنده در تتبعات خود تاكنون توانسته است گردآورى كند ، ارائه مىگردد و عمدهء آنها ، عدم مراعات اصول حفظ صحت است : الف - كهنسالى و پيرى ، امرى است كه خود با ضعف طبيعت همراه است ؛ چنانچه عقيلى مىگويد : « در پيرى ، مقاومت طبيعت از بين مىرود » . « 3 »

--> ( 1 ) . اسفار اربعه ، ج 5 ، ص 273 . ( 2 ) . خلاصة الحكمة ، ص 973 . ( 3 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص 793 كامپيوتر .