اسماعيل ناظم
45
طب و طبيعت ( فارسى )
دوم : قانون « تقليد » : بر اساس اين قاعده ، طبيب بايد قوانين و روشهاى عملكرد طبيعت را بشناسد و از آنها تقليد كرده و هرگاه طبيعت در جايى به هر علت نتوانست ماده را دفع كند ، بر اساس قوانين عملكرد طبيعت و پى بردن به روشى كه طبيعت در دفع آن ماده به طور على القاعده اخذ مىنموده ، آن را به طور مصنوعى و بر اساس روشهاى طبى مصنوعى درمان طبيعى ، طبيعت را بر دفع ماده يارى دهد . ابن ماسويه در همين زمينه است كه مىگويد : « سزاوار است كه پزشك همانند فعل طبيعت را به وجود آورد » . « 1 » جرجانى هم به صراحت از لزوم دستور گرفتن طبيب از طبيعت سخن مىگويد : « هرگاه مصروع را نقرس و دوالى و داء الفيل و اوجاع مفاصل پديد آيد ، از صرع خلاص يابد ؛ از بهر آنكه مادهء صرع بدان اندامها انتقال كند . [ همچنين ] اصلعى [ يعنى تاسى ] و داء الثعلب و تباه شدن موى به دوالى زايل شود . [ و ] درد چشم مزمن به اسهال صفرا زايل شود . و اين معنى ، شبه دستورى است طبيب را تا به طبيعت اقتدا كند » . « 2 » پس اصل ضرورت تقليد طبيب در اعانت خود به اثبات رسيد . اكنون اشارهاى به نمونههايى از موارد تقليد طبيب از اين قوانين در كلام اطبّاء اشاره مىكنيم : ابن سينا دربارهء ضرورت تبعيت از قانون « دفع ماده از مجارى عادى » - قانون ششم از قوانين عملكرد طبيعت - چنين مىگويد : « دفع مواد بايد توسط طبيب از مجارى عادى ، كه مجراى دفع مواد توسط طبيعت است ، باشد . همچنين اين عضو مخرج ، بايد أخسّ از عضو مستفرغ منه باشد ، مگر اينكه در عضو مخرج مشكلى باشد ؛ مثلا در گلو خنّاق باشد و ماده از چشم به آنجا ريخته شود ؛ چنانچه طبيعت هم اين صيانت را از عضو خيس ضعيف [ كه مخرج مواد است در حالت
--> ( 1 ) . مفتاح الطب و منهاج الطلاب ، ابن هندو ، چاپ بيروت ، صص 20 و 21 . ( 2 ) . أغراض الطبيّه ، چاپ افست ، ص 201 .