اسماعيل ناظم
27
طب و طبيعت ( فارسى )
و يا : « لهذا جناب اقدس الهى خلاق عليم و حكيم على الاطلاق است - جلّ و عزّ - در بدن انسان در هر عضوى قوهء جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه و منميه وديعت نموده و همه دايم در كار خود مشغولاند - مانند ملايكه مدبّره عالم كبير - و عصيان و سركشى و قصور و فتورى در كار خود ندارند ، ما دامى كه آفت و مرضى از داخل و يا خارج به ايشان نرسيده كه ايشان را بازدارد از كار خود . و طبيعت مدبّره بدنيّه را حامى و ممدّ آنها و دافع امراض از داخل آفريده و حاكم بر آنها گردانيده كه غذاى وارده به اعضاء را دفعتا بالتمام به مصرف نرساند ، بلكه چيزى از آن را حفظ و ضبط نمايد كه اگر - به سبب عايقى و مانعى از خارج - غذاى جديد دير وارد گردد [ و ] تا يك دو روز زياده ، مطلق وارد نگردد ، آنچه را مهيا و حفظ و ضبط نموده است اندكاندك به مصرف رساند ؛ تا ضعف بسيار دفعتا عارض نگردد كه منجر به هلاك شود » . « 1 » هشتم : قانون « حرارت درمانى » : طب سنتى ، آفت بدن را در چند چيز مىداند : خلط بد ، عفونت و . . . كه اگر توانست اين آفات را اخراج كند ، كه خوب ؛ و گرنه يكى از ابزارهاى عمدهء او در درمان ، حرارت درمانى است كه با افزايش دماى بدن - به طور ملايم و يا ايجاد تبهاى شديد - به تحليل و دفع ماده مىپردازد . همچنين است كه طبيعت ، حرارت را مهمترين ابزار خود در درمان مىداند و در مباحث آينده از روشهاى جزيى طبيعت در دفع مواد با حرارت دفع مىكند ؛ چنانچه ابن سينا در قانون عبارتى دارد كه چكيدهء آن را مىتوان در چند مطلب خلاصه نمود : « الف - حرارت غريزى ، آلت طبيعت است . ب - طبيعت ، به وسيلهء حرارت غريزى سمومات را دفع مىكند .
--> ( 1 ) . ؟ ؟ ؟