اسماعيل ناظم

26

طب و طبيعت ( فارسى )

را ناديده نگيرد و وقتى طبيعت به درمانى ويژه در مرضى خاص مىپردازد ، طبيب بداند كه حتما روش صحيح درمان اين است و طبيعت هدفى را دنبال مىكند كه اگر توان و قوّت كافى داشته باشد و مرض هم چندان سهمگين نباشد و مانعى پيش نيايد و طبيب هم به روش درست و آگاهانه او را يارى دهد ، حتما درمان را به سامان مىرساند . مستند ما در بنا بودن اساس كار طبيعت بر حكمت ، سخن برخى بزرگان طب و فلسفه است . بقراط مىگويد : « همانا طبيعت ، هيچ‌گاه امرى باطل و بيهوده انجام نمىدهد » . « 1 » ابن رشد مىگويد : « طبيعت ، حكيم مواظب امور جاندار است » . « 2 » ابن سينا مىگويد : « طبيعت بر خير و صلاح است » . « 3 » صدر المتألهين مىفرمايد : « امورى چون مرگ را هم براى طبيعت نبايد شر پنداشت و خير است ؛ زيرا اى بسا در « طبيعت كلّيه » مقصود باشد ؛ زيرا باعث تخلص نفس از بدن و رسيدن به سعادت و ساير مقاصد است . . . » . « 4 » حكيم ارزانى اين قانون را چنين گزارش كرده است : « حكيم مطلق ، طبيعت را بر حفظ مصالح تن موكل ساخته است و تصرف او در بدن به مقتضاى حكمت وديعت فرموده ما دام كه مقدر نموده . » « 5 » و عقيلى مىگويد : « نيز از اين جمله است تركيب مرخيات محلّله با روادع نزد تزايد اورام كه طبيعت مدبرهء بدنيّه - به اذن خالقها جل اسمه - فعل و خاصيت هريك را به جاى لايق و مرض مخصوص خود مىرساند و از آن ، اين امور غريبه و عجيبه بعيد نيست كه بسا امور دقيقه عاليه خفيّه بسيار غامضه صادر مىگردد ؛ زيرا كه خليفه نفس و عقل است در عالم اجسام و حفظ تدبير بدن بدان مفوّض » . « 6 »

--> ( 1 ) . رسائل ابن رشد ، ص 185 . ( 2 ) . رسائل ابن رشد ، ص 253 . ( 3 ) . به نقل از اسفار اربعه ، ج 5 ، ص 222 . ( 4 ) . اسفار اربعه ، ج 5 ، ص 222 . ( 5 ) . طب اكبرى ، ص ؟ ؟ ؟ ( 6 ) . خلاصة الحكمة ، ص 1148 .