اسماعيل ناظم
8
طب و طبيعت ( فارسى )
و در جاى ديگر طبيعت را چنين تعريف مىكند : « گفتهاند : طبيعت ، مبدأ اوّل است براى حركت و سكون چيزى كه در آن است بالذات - كه مراد ، جسم طبيعى است . فى الحقيقة ، طبيعت مرتبهاى است از مراتب نفس متعلق به جسم منطبع فرورفته در جسم و مدبّر و متصرف و حافظ آن ، و ما دام الوجود و التحقيق در خارج از آن مفارقت نمىنمايد ، خواه جسم مفرد باشد و خواه مركب ، به عبارت ديگر ، طبيعت عبارت از نفس ضعيف بالقوه است كه چون تقويت و فعليت يابد و از بدن تواند كه گاهگاهى جدا گشته به مبدأ خود كه عقل است پيوسته ، تحصيل كمالات و تقويت يافته باز به بدن آيد و آثار كمالات محصله و تقويت او ظاهر گردد و همچنين على الدوام چنين باشد ، آن را « نفس » نامند . و به عبارت ديگر ، طبيعت عبارت از آن است كه تدبير و تصرف آن در بدن و حفظ آن بدن را به واسطه كيفيات اربعه و حصول مزاج حاصل از تركيب باشد . و نفس ، عبارت از امرى است كه تدبير و تصرف آن در بدن به واسطه ارواح و قوا و جوارح و اعضا باشد و عقل عبارت از امرى است كه تدبير و تصرف آن در بدن به واسطه « نفس » باشد . عند الموت سواى طبيعت همه بالكل مفارقت مىنمايند و بعد از آن طبيعت به تدريج نيز مفارقت مىنمايد و آن زمان بدن از هم مىپاشد و تركيب بر طرف مىشود و هريك از اجزاى تركيب يعنى عناصر ميل و رجوع به اصل و مركز خود مىنمايند كه « كل شىء يرجع الى اصله » . « 1 » حكيم ارزانى دربارهء چيستى « طبيعت » عبارتى دارد « 2 » كه از آن برمىآيد كه طبيعت ، همان « امور هفتگانهء طبيعيه » يعنى اركان مزاج ، اخلاط ، ارواح ، قوى ، اعضاء و افعال است كه برخى - چون : اركان و اخلاط و اعضاء و ارواح - ، مادهء « 3 » طبيعت هستند و برخى -
--> ( 1 ) . خلاصة الحكمة ، ص 33 . ( 2 ) . مفرّح القلوب ، چاپ سنگى ، ص 3 . ( 3 ) . فلاسفه ، تحقق يك شىء در خارج را منوط به تحقق چهار امر مىدانند : ماده ، صورت ، فاعل و غايت . و از اين چهار امر به عنوان چهار علت وجودى شىء ياد مىكنند كه توضيحات مفصّلى دارد و جهت ملالآور بودن آنها در اين مقام ، به ذكر مثالى كه ايشان جهت تفهيم مقصود خود ارائه مىكنند بسنده مىشود : هرگاه فردى بخواهد خانهاى بسازد ، آن مصالحى كه جهت ساختن خانه به كار مىبرد ، ماده است و آن نقشهاى را كه خانه را بر اساس آن مىسازد ، صورت و آن سازنده را فاعل و آن هدفى كه سازنده دارد كه از اين خانه چه بهرهاى ببرد ، غايت مىنامند .