اسماعيل ناظم
7
طب و طبيعت ( فارسى )
ابن هندو مىگويد : « خداوند در بدن آدمى كارگزارى قرار داده كه صحّت و سلامتى آن را حفظ مىكند . و هرگاه آن صحّت و سلامتى به وسيلهء عارضهاى زايل گردد ، آلت و ابزار آن كارگزار كه غذا و دارو باشد ؛ آن عارضه را از بدن دفع و صحّت را به آن بازمىگردانند . اين كارگزار را حكيمان « طبيعت » و اصحاب شرايع « ملك » خوانند » . « 1 » و اين همان است كه بقراط در وصف آن گفته است : « طبيعت خود در بهبود بخشيدن بيماريها كافى است » . « 2 » و رازى گفته است : « طبيعت بزرگترين طبيب است » . « 3 » و ابو الفرج عبد اللّه بن الطبيب نيز چنين گفته است : « آنچه سلامتى را به بدن بازمىگرداند طبيعت بدن است » « 4 » . عقيلى دربارهء نحوهء تدبير بدن توسط طبيعت چنين مىگويد : « . . . خداوند - جلّ و عزّ - در بدن انسان در هر عضوى قوهء جاذبه و ماسكه و هاضمه دافعه را به وديعت نهاده و همهء دايم به كار خود مشغولند - مانند ملائكهء مدبرهء عالم كبير - و عصيان و سركشى و قصور و فتورى در كار خود ندارند ، ما دامى كه آفتى و مرضى از داخل يا خارج به ايشان نرسيده كه ايشان را بازدارد از كار خود . و طبيعت مدبرهء بدنيه را حامى و ممدّ آنها و دافع امراض از داخل آفريده و حاكم بر آنها گردانيده تا غذاى وارده به اعضاء را دفعتا بالتمام به مصرف نرساند ، بلكه چيزى از آن را حفظ و ضبط نمايد كه اگر به سبب عايقى و مانعى از خارج بدن غذاى جديد دير وارد گرديد ، آنچه را مهيّا و حفظ و ضبط نموده است ، اندكاندك به مصرف رساند تا ضعف بسيار دفعتا عارض نگردد كه منجر به هلاكت شود » . « 5 »
--> ( 1 ) . مفتاح الطب ، ابن هندو ، ص 223 . البته ملك خوانده شدن طبيعت بنا بر نظر برخى نادرست است . دروس معرفت نفس ، ص ؟ ؟ ؟ ( 2 ) . « إن الطبيعة هى الشافية للأمراض ، إنّما يريد بذلك القوة المدبّرة للبدن » جالينوس الى اغلوقن ، ص 7 . ( 3 ) . « الطبيعة اكبر الاطباء » رازى ، الفصول ، بند 365 ، ص 119 . ( 4 ) . « الفاعل للصحة و هو الطبيعة » ابو الفرج عبد اللّه بن الطبيب ، تفسير حيلة البر . ( 5 ) . خلاصة الحكمة ، كامپيوترى ، ص 526 .