حسين مير حيدر

مقدمه 14

معارف گياهى ( فارسى )

نامطبوع مواد طباخى و بعضى از غذاها استفاده مىكرده‌اند و بعدها با توسعه يافتن روابط تجارى و فرهنگى بين كشورهاى بزرگ مانند ايران و چين و هند و يونان و انتقال و تبادل اطلاعات بين مردم كشورها و كشف مناطق و قاره‌هاى جديد مانند افريقا و امريكا بتدريج آشنايى با گياهان ادويه‌اى و مصارف آنها گسترش يافته و در اغلب كشورها به منزلهء موادى كه اختصاص به مناطق گرمسير دنيا دارد مورد توجه قرار گرفته و مصرف مىشده و يكى از اقلام مهم تجارت بين المللى بوده است . موطن گياهان ادويه‌اى و اغلب گياهان طبى غالبا مناطق گرمسير مشرق‌زمين و مناطق استوايى واقع بين 25 درجهء عرض شمالى و 10 درجهء عرض جنوبى استوا بوده است . مثلا مناطق قارهء آسيا منشأ توليد فلفل ، دارچين ، ميخك ، زنجبيل ، هل ، زردچوبه و نظاير آن و مناطق گرمسير كشورهاى امريكايى منشأ انواع فلفل سبز و قرمز و وانيل هستند درحالىكه مناطق مديترانه‌اى و معتدل شمال افريقا و آسيا موطن اغلب گياهان برگى طبى و سبزيجات معطر و آشپزخانه‌اى مانند گشنيز ، برگ بو ، زيره ، رازيانه ، شنبليله ، خردل ، اكليل كوهى ، زعفران و مريم‌گلى و مرزه و نظاير آن است و از مناطق سردسير آسيا و شمال اروپا جز معدودى گياهان مانند زيره سياه و ترب اقلام متعددى به بازار گياهان دارويى و ادويه‌اى دنيا عرضه نمىشود . قديمىترين اطلاعات ثبت شده در مورد گياهان در ارتباط با مصرف آنها در عصر ساختمان اهرام مصر يعنى در حدود 2100 - 2600 قبل از ميلاد مسيح است . ( حدود 4 هزار سال قبل ) طبق اسناد به دست آمده از پياز و سير به مثابه قاتق خوراك هزاران كارگر در ساختمانهاى اهرام استفاده مىشده و از گياهان طبى نيز براى درمان بيمارىهاى آنها مصرف مىشده است . بعدها در جريان موميايى كردن اجساد فراعنه دارچين و ساير انواع گياهان از چين و جنوب شرقى آسيا به مصر وارد مىشد تا طبق معتقدات آنها براى آرام نگهداشتن خداى مرگ و محافظت اجساد مردگان بااهميت و جلوگيرى از فساد آنها در طول قرنها كه به صورت موميايى نگهدارى مىشوند ، به كار رود . به اين ترتيب كه پس از خالى كردن قسمت داخلى بدن و شكم و تميز نمودن آن از گياهان معطر مانند زيره و باديان و مرزنجوش و دارچين و نظاير آن استفاده مىشده است . تاريخ عطرسازى و آغاز آن زياد روشن نيست ولى چنانچه از نام لاتين آن استنباط مىشود كلمهء Perfume از دو قسمت Per به معناى كلى و سرتاسرى و fumum به معناى دود تشكيل شده و به نظر مىرسد در بادى امر از سوزاندن صمغ‌هاى معطره و چوبهاى رزيندار گياهان كه به صورت دود معطرى پخش