مهدى محقق
76
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
الماء النّازل فى العين 152 / 1 « 142 » آن آبى است كه ميان طبقهء عنبيه و رطوبت جليديه بر روى سوراخهايى كه در حدقه است جمع مىشود و ميان جليديه و نور خارج حايل مىگردد . المتباينة 76 / 17 موجوداتى كه در اسم و تعريف اختلاف دارند مانند انسان و اسب متباينه خوانده مىشوند ؛ زيرا ، تعريف انسان « زندهء گويا » است و تعريف است « زندهء شيههكش » است . المترادفة الأسماء 77 / 5 موجوداتى كه در اسم اختلاف ولى در تعريف اتفاق دارند ، يعنى معانى آنها يكى است ، مترادفه خوانده مىشوند ؛ مانند « اسد » و « ليث » كه هر دو به معنى شير است . المتّفقة الأسماء 77 / 2 موجوداتى كه در اسم اتفاق ولى در تعريف اختلاف دارند متفقة الاسماء خوانده مىشوند ؛ مانند حيوان حقيقى و حيوانى كه بر روى ديوار نگارش يافته و « نجم » كه به معنى ستارهء ثرياست و « نجم » كه به معنى گياه بدون ساقه است . المتقابلان 281 / 2 « 143 » دو چيز متقابل آن را گويند كه داراى موضوعى واحد هستند ولى باهم در آن موضوع گرد نمىآيند . وجه تسميهء آنها به متقابلان از آن روى است كه ميان آن دو عنادى است كه با يكديگر نمىتوانند ائتلاف و اجتماع داشته باشند . متقابلان چهار نوعند : اضافه ، تضاد ، عدم و ملكه ، سلب و ايجاب . المتواطئة 76 / 14 موجوداتى كه در اسم و تعريف متفقند ، مانند افراد انسان كه هريك از آنان انسان خوانده مىشوند و تعريف انسان بر آنان صدق مىكند ، متواطئه خوانده مىشوند . متى 79 / 9 متى نسبتى است كه ميان چيزى و زمانى كه آن چيز در آن واقع شده پيدا مىشود و اين معنى از
--> - مانيا به لغت يونان است و خداوند اين علت ديوانه باشد . اغراض ، ص 275 . مانيا در بيشتر احوال مانند قرانيطس است و معنى اين كلمه ديوانگى هيجانآور است . حاوى ، ج 1 ، ص 208 . ( 142 ) . آب كه به چشم فرود آيد اگر به ابتدا بود ، و علامات پديد آمده بود ، و ديدار هنوز باز ناداشته بود علاج پذيرد و آسان بود ، و باز چون مستحكم شده بود و ديدار بازداشته بود علاج دشوار بود . هدايه ، 281 . ( 143 ) . چيزى كه متقابل با چيز ديگر باشد بر چهار وجه است : طريق مضاف ، مانند ضعف و نصف ؛ طريق مضاده ، مانند شرير و خير ؛ طريق عدم و ملكه ، مانند نابينايى و چشم ؛ طريق موجبه و سالبه ؛ مانند جالس و ليس بجالس . منطق ارسطو ، ج 1 ، ص 39 .