مهدى محقق

57

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

السّلب و الإيجاب 81 / 16 يكى از اقسام متقابلان سلب و ايجاب است و اين در كلام ، خصوصا كلام خبرى ، يافت مىشود كه در ايجاب يعنى اثبات چيزى مانند « زيد فاضل است » و در سلب ، يعنى نفى چيزى مانند « زيد فاضل نيست » ديده مىشود . سلس البول 128 / 10 آن است كه بول جارى مىشود و در مثانه نمىماند . السّلعة 130 / 5 « 74 » برآمدگى سختى است مانند غده كه ميان دو پوست حركت مىكند و ملتزق ( بسته ) با بدن نيست و درشتى آن مختلف است از حمصه تا بطيخه ( از اندازهء نخود تا خربزه ) . السّمة 86 / 10 عبارتى است كه با ايجاز و اجمال دلالت بر تفصيل كتاب مىكند و فايدهء ذكر آن در آغاز كتاب اين است كه آگاهى بر غرض كتاب پيش از تفصيل و تطويل سرعت مىيابد . سنوخوس 161 / 9 « 75 » تب خونى فراگير را گويند ( الحمّى الدّمويّة المطبقة ) سوء المزاج 170 / 17 بدى مزاج عبارت است از خارج شدن آن از اعتدال . سيموس 161 / 15 به معنى امتداد و كزاز است . السوداء 110 / 10 « 76 » سودا عكر ( دردى ) خون را گويند .

--> ( 74 ) . سلعه آن مرغندها ( غنده - غده ) بودند كه بر سر مردم پديد آيد ؛ چون گوز ( جوز ، گردو ) و بادام يا نيز بزرگ‌تر ، و چون بجنبانى بجنبد . علاج وى كافنيدن ( شكافتن ) بود و برگرفتن و آن را كيسه‌اى بود كه اجهد بايد كردن تا آن برگرفته آيد . چه ، اگر از وى چيزى بماند سلعه بازآيد . هدايه ، ص 612 . غددى كه در زير پوست پديد آيد آن را به تازى سلعت گويند . ذخيره ، ج 2 ، ص 24 . ( 75 ) . سوناخوس آن است كه خون در داخل عروق و روده‌ها عفونت گيرد و تبى دايم عارض گردد . فردوس الحكمة ، ص 292 . ابن رشد گويد : « تب معروف به مطبقه ( فراگير ) كه سونوخوس ناميده مىشود آن است كه همهء زمان آن يك نوبه است كه يا از آغاز تا انجام نوبه متساوى است تا زمان بحران و يا آنكه فزونى مىگيرد تا هنگام بحران . تلخيصات ابن رشد الى جالينوس ، ص 195 . ( 76 ) . اين ( سودا ) دردى خون بود كه ياد كرديم . هدايه ، ص 34 .