مهدى محقق
38
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
مىگردند : فعل مفرد و فعل مركّب . فعل مفرد را فقط يك قوه انجام مىدهد ، مانند جذب و امساك و هضم و دفع . فعل مركّب را دو قوه يا بيشتر انجام مىدهند ، مانند شهوت كه با قوهء جاذبه و قوهء حساسه صورت مىپذيرد . افياطيس 162 / 8 كابوس را گويند . افيماروس 161 / 6 تب يك روزه ( حمّى يوم ) است و از نام جانور دريايى گرفته شده كه هستى و مرگش در يك روز اتفاق مىافتد . اقيمارينوس 161 / 10 « 16 » تب بلغمى كه نوبهء آن در هر روز است . اكحل 117 / 2 « 17 » رگى است كه ميان باسليق و قيفال قرار دارد . الألفاظ الكليّة 73 / 18 الفاظ كلى عبارتند از جنس و فصل و نوع و خاصه و عرض . الألهى 89 / 11 بخش الهى از فلسفهء نظرى علم به خالق عزّ و جلّ است . الامتلاء 167 / 17 امتلا ( پرشدن ) بر سه نوع است : امتلا برحسب اوعيه ؛ امتلا برحسب قوه ؛ امتلاى معده از خوردنى و نوشيدنى . الأم الجافية 114 / 10 « 18 » پردهء ضخيمى است چسبيده به كاسه سر . الأمّ الرّقيقة 114 / 11
--> ( 16 ) . در فردوس الحكمة انفرياقوس آمده است ، ص 295 . ( 17 ) . در طب الرضا ( ع ) آمده كه « حبل الذراع » و قيفال در هنگام فصد بيشتر دردناك مىشود زيرا بر روى آن گوشت بسيار است ؛ ولى باسليق و اكحل درد كمترى دارد زيرا بر روى آن گوشتى نيست . الرسالة الذهبية ، ص 85 . اكحل را عامه عرق البدن ( رگ بدن ) گويند . التصريف لمن عجز عن التأليف ، ص 627 . ناصرخسرو در ديوان ، ص 255 گويد : قفلست مثل ، گر تو نپرسى ز كليدش * پر علت جهلست تو را اكحل و قيفال ( 18 ) . جالينوس غير از ام جافيه و ام رقيقه از امى ديگر به نام « الام الثالثة » ياد كرده كه حافظ نخاع است و اصل و ريشهء آن در يكى از استخوانهاى جمجمه است . كتاب جالينوس فى اختلاف الاعضاء المتشابهة الاجزاء ، ص 62 .