مهدى محقق

25

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

سپس ، مؤلف اشاره به تقسيم فلسفه به نظرى و عملى « 48 » مىكند و پس از برشمردن اقسام آن ، ميزان نيازمندى پزشك به آن علوم را چنين بيان مىدارد : پزشك ، از جهت پزشك بودن ، نيازى به طبيعيات ندارد ؛ يعنى لازم نيست به همه مباحث مربوط به طبائع افلاك و ستارگان و عناصر چهارگانه احاطه پيدا كند ؛ بلكه آنچه مورد لزوم اوست آن قسمتى است كه مربوط به صحت و مرض بدن مىشود و آن عبارت است از دانستن عناصر و مزاجها و اخلاط و اعضا و قوا و افعال صادره از قوا و اسباب و دلايل صحت و مرض . اما ، در مورد رياضيات ، پزشك بايد پاره‌اى از علم نجوم را بداند ؛ چنان‌كه بقراط گفته است : « منفعت علم نجوم در صناعت پزشكى كم نيست . » « 49 » و اين درست است ، چون بحران و ايام بحران به آن علم ارتباط پيدا مىكند ، زيرا بحرانهاى بيماريهاى حاد به ماه و بيماريهاى مزمن به خورشيد ارتباط دارد ، و همچنين ، شناخت تبدل و اختلاف زمانها و تأثير هواها در مزاجها و وضع شهرها نسبت به فلك ، منوط به آن است كه پزشك حظى وافر از علم نجوم داشته باشد ، و چون در آموختن نجوم مقدارى از هندسه لازم است ، پزشك بايد آن مقدار را بداند ولى به علم حساب چندان نيازى ندارد . اما علم موسيقى از جهتى داخل در علم طب است و ثاؤن اسكندرانى از قول بقراط نقل كرده است كه قدما بيماران را با نواى آهنگ موسيقى شفا مىبخشيدند « 50 » و اين بدان معنى نيست كه پزشك خود بايد مباشر نواختن و كوبيدن باشد ، بلكه او همچنان‌كه از صيدنانى ( داروساز ) و فصاد

--> ( 48 ) . رهاوى مىگويد كه فلسفه شريف است ، به جهت شرافت موضوع آن و درعين‌حال ، فلسفه طب نفوس است . بنابراين ، هر فيلسوفى پزشك و هر پزشك فاضل ، فيلسوف است . فيلسوف فقط به اصلاح نفس مىپردازد و پزشك فاضل ، نفس و بدن ، هر دو را اصلاح مىكند . از اين روى ، سزاوار است كه دربارهء پزشك گفته شود كه او متشبه به افعال بارى است ، برحسب طاقت و توانش . ادب الطبيب ، ص 158 . ( 49 ) . « ان منفعة صنعة النجوم فى صناعة الطب ليست باليسيرة . » مقالة جالينوس فى انه يجب ان يكون الطبيب الفاضل فيلسوفا ( در آغاز رساله ) . يوحنا بن ماسويه مىگويد : « با انتقال ستارگان ثابت در طول و عرض ، اخلاق و مزاجها و عادتها ديگرگون مىشود . » النوادر الطبية التى كتب بها يحيى بن ماسويه الى حنين بن اسحق ، ص 198 . ابن جميع چگونگى نياز پزشك به علم نجوم را از اين جهت مىداند كه او بايد آشنا به اوضاع شهرهاى آبادان باشد و فصلهاى سال را بشناسد و سپس تفصيل اين موضوعات را به كتاب فى الاهوية و المياه و البلدان ( در هواها و آبها و شهرها ) ارجاع مىدهد . المقالة الصلاحية ، ص 21 . ( 50 ) . حكايت شده كه در جزيرهء اندلس پزشكانى بودند كه با موسيقى آشنايى داشتند . آنان نبض بيمار را مىگرفتند و آهنگى مطابق ميل او مىنواختند و با اين وسيله بسيارى از دردهاى آن بيمار را نابود مىساختند . الاحكام النبوية فى الصناعة الطبية ، ابن طرخان الحموى ، ج 2 ، ص 32 . على بن عباس مجوسى مىگويد : « پزشك بايد آشنا به آهنگهاى موسيقى باشد تا انگشتانش به گرفتن نبض رياضت يابد و بدان وسيله رگ را بشناسد . » كامل الصناعة ، ج 1 ، ص 12 . از جالينوس نقل شده كه گفته است كه او از طريق آهنگها و الحان به مزاج و قوا پى مىبرده است . مختار من كتاب اللهو و الملاهى ، ص 22 .