مهدى محقق

24

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

پزشكى با اين روشها تحصيل مىگردد . خاصه كه عمرهاى بسيار و مدتهاى دراز بگذرد و امتهاى مختلف در آن ممارست ورزند و تجربه‌ها و قياسها را در آن به كار گيرند و از اين روى است كه مىبينيم بسيارى از معالجات هندى و فارسى وارد پزشكى يونانى شده و همچنين معالجات يونانى با پزشكى فارسى ممزوج گرديده است . و مشهور چنان است كه وقتى اسكندر بر ايران مسلط شد ، كتابهاى دينى آنان را سوزانيد و كتابهاى علمى آنان را به روم منتقل كرد و مترجمان آن ديار آن كتابها را براى حكيمان ترجمه كردند و از آنها بهره‌ها برگرفتند « 45 » . خلاصهء باب هشتم باب هشتم در برشمردن علومى است كه پزشك با دانستن آنها در صناعت خود كامل مىگردد . مؤلف در آغاز اين باب به اهميتى كه جالينوس براى طب قايل بوده ، اشاره مىكند و كتاب او فى أنّ الطّبيب الفاضل يجب أن يكون فيلسوفا « 46 » را دليل بر تعظيم و بزرگداشت طب مىداند . سپس مىگويد كه من با استاد خود ، ابو الخير خمار ، دربارهء اين كتاب جالينوس بحث كردم و به اين نتيجه رسيديم كه فيلسوف ، طبيب باشد سزاوارتر است از اينكه طبيب ، فيلسوف باشد ؛ زيرا ، طبيب صحت را به بدنهاى مردم مىرساند ، ولى فيلسوف احاطه به حقايق موجودات پيدا مىكند و خيرات را به انجام مىرساند و به گفتهء افلاطون ، اين فيلسوف است كه تشبه به بارى تعالى پيدا مىكند ، به اندازهء توانايى انسان . از جهتى ديگر ، فلسفه عام است و شامل طب و غير طب مىشود ، و از اين روى است كه آن را « صناعت الصناعات » مىخوانند و فيلسوف به ناچار از هر دو قسم طب نظرى و عملى بحث مىنمايد . طب نظرى مورد بحث فيلسوف است ، از جهت آنكه او بحث از حقايق موجودات مىكند . طب عملى مورد بحث اوست ، از جهت آنكه او بحث از همهء خيرات مىنمايد « 47 » .

--> - كتابهاى رازى و نامهاى كتابهاى بيرونى ، ص 19 . مراد اين است كه قابيل از كلاغى آموخت كه بايد بدن هابيل را در زير خاك دفن كند . ( 45 ) . ابو الوفا مبشر بن فاتك مىگويد كه اسكندر كتابهاى دين مجوس را سوزاند ولى كتابهاى نجوم و طب و فلسفهء آنان را به زبان يونانى ترجمه كرد و سپس ، آتشكده‌ها را خراب كرد و موبدان و هيربدان را كه عالمان دين مجوسىاند به قتل رسانيد . مختار الحكم ، ص 233 . ( 46 ) . ابن سينا در ارجوزة الطبية ، ص 12 ، در مورد تقسيم پزشكى به نظرى و عملى گويد : قسمته الاولى لعلم و عمل * العلم فى ثلاثة قد اكتمل ( 47 ) . اين كتاب را ايوب به سريانى ترجمه كرده و سپس حنين به سريانى براى فرزندش و به عربى براى اسحاق بن سليمان ترجمه كرده است . رسالهء حنين ، ص 44 ؛ بيست گفتار ، مهدى محقق ، ص 408 . متن عربى اين كتاب با ترجمهء آلمانى آن در شهر گوتينگن ، از بلاد آلمان ، چاپ شده و ترجمهء انگليسى آن در مجلهء پزشكى افريقاى جنوبى ، ج 52 ، 1977 م . ، ص 936 طبع گرديده است . ابن رضوان مصرى مىگويد كه اگر پزشك ، فيلسوف نباشد او « طبيب » نيست بلكه « متطبب » است . خمس رسائل ، ص 40 .