مهدى محقق

23

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

2 . امورى كه با قصد امتحان شده است . 3 . امورى كه از خواب ديدنها استفاده گرديده است . 4 . امورى كه از الهام حيوانات مشاهده شده است و سپس ، با تحريك فكر و تسليط قياس اين اصول قوى شده و فروعى بر آن متفرع گرديده است . مثال امورى كه به‌طور اتفاق واقع گرديده ، داستانى است كه جالينوس نقل كرده كه گروهى كه به جهت جنايتى محكوم به مرگ شده بودند ، سلطان وقت فرمان داد كه آنان را در ميان افعيها بيفكنند ولى سم آن افعيها در آنان اثر نكرده و وقتى از حقيقت اين امر جستجو شد معلوم گرديد كه آنان اترج خورده بودند و اين نخستين‌بار بود كه كشف شد كه اترج « 41 » ( ترنج ) در برابر سمها مقاومت دارد « 42 » . مثال امورى كه با قصد امتحان شده ، غذاها و داروهايى است كه يك‌به‌يك با بدنهايى كه طبايعشان مختلف بوده ، يكى پس از ديگرى ، آزمايش گرديده و سپس به هريك از آن غذاها و داروها فعل خاصى كه مكرر ديده و تجربه شده نسبت داده‌اند . مثال امورى كه از خواب ديدنها و رويا به دست آمده اين است كه بسيارى از بيماران در خواب ديده‌اند كه كسى به آنان مىگويد فلان دارو را به كار ببر ، سپس در بيدارى آن را به كار بردند و بهبود يافتند « 43 » مثال امورى كه از الهامات حيوانات دريافت شده ، داستان پرندهء دراز منقارى است كه دچار قولنج شده بود و به كنار دريا آمد و منقارش را از آب اجاج ( تلخ ) پر كرد و در نشيمنگاه خود خالى نمود و سپس قولنج از او بر طرف شد « 44 » . اگر مردمان باهوش و فهم در اين روشهايى كه ياد كرديم درنگ كنند ، درمىيابند كه صناعت

--> ( 41 ) . ابن بيطار خاصيت پادزهرى اترج را با اين عبارت ياد كرده است : « خاصة حب الاترج النفع من لدغ العقارب » . الجامع لمفردات الادوية ، ج 1 ، ص 11 . ( 42 ) . مانند بيمارى كه دچار استسقاى شديد شده بود و كسان او از درمان او مأيوس گرديدند و او را رها كردند كه هرچه مىخواهد بخورد و او مردى را يافت كه ملخ پخته مىفروخت و او مقدارى از آن را خريد و خورد و بهبود يافت و پس از آن پزشكان گفتند كه ملخ خود چنين خاصيتى ندارد و پس از تحقيق معلوم شد كه اين ملخ از محلى كه بيشتر گياهانش مازريون بوده گرفته شده است . از آن پس مازريون داروى استسقا شناخته شد . عيون الانباء ، ص 22 . ( 43 ) . جالينوس در كتاب فصد خود ياد كرده كه در خواب به او فرمان داده شده كه رگ زنندهء ميان انگشت سبابه و ابهام خود را از دست راست فصد كند . او در بيدارى اين امر را انجام داد و درد كهن او كه در همان موضع بود بهبود يافت . عيون الانباء ، ص 19 . ( 44 ) . ابو ريحان داستان اين پرنده را نقل كرده و سپس گفته است كه اين همچنان است كه خداوند از زبان آن‌كس كه دفن مردگان را نمىدانست فرمود : « يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ » ، سورهء مائده ، آيهء 31 . فهرست -