مارسل لاوابر ( مترجم : امامى ، فصيحى )
81
رايحه درمانى « دانش كاربرد اسانس ها ، براى دستيابى به بهداشت و تندرستى » ( فارسى )
فصل ششم اسانسهاى گياهى گياهان ، براساس ساختار گل در خانوادههاى مختلف قرار داده مىشوند . البته در طبقهبندى مذكور نكاتى فراتر از ساختار گل ملحوظ گرديده است . هر يك از گياهان متعلّق به يك خانواده ، با گياهى شاخص از همان خانواده ( كه نمونه تيپ خوانده مىشود ) ، از لحاظ ساختار برگ ، دانه ، روند زمانى و شرايط زندگى ( حيطههاى زمانى و مكانى ) و تركيبات شيميايى موجود مشابهتهايى دارند . Goethe و ساير آنتروپوزوفيستها ، به وجود نوعى گياه كهن و ابتدايى اعتقاد دارند . به اعتقاد ايشان با بروز تغييرات ساختارى و به واسطهء درجات متفاوت گوناگونى ، خانواده ، گونهها و نژادهاى شيميايى پديد آمدهاند . در نظام مزبور ، هر نوع گياه متعلّق به سلسلهء گياهى ، بيانگر وجود درجه معينى از تكامل در مقايسه با مدل اصلى و ابتدايى است . سير تكاملى مزبور از گياهان متعلّق به خانواده ابتدايى Equistaceae ( دماسبيان ) تا خانواده تكامل يافته Rosaceae ( گلسرخيان ) قابل پىگيرى مىباشد و افتراق بين تيپها ، گونهها يا جنسها را سبب مىگردد . وجوه افتراق ظريفتر موجب ايجاد تفاوتهاى زيرگونهها و نژادهاى شيميايى مىشود . از ديدگاه آنتروپوزوفيستى ( كه ملهم از كارهاى Paracelsus و مطالعات هومئوپاتى است ) ، جنبه فيزيكى گياهان و ماهيت رابطهشان با محيط ، با اثرات دارويى آنها وابستگى دارد . علىرغم مشابهتهاى درمانى گونههاى متعلّق به يك خانواده گياهى ، هر يك از گياهان