محسن عباس نژاد
94
قرآن و طب ( فارسى )
سطح مرگ با حد اكثر تعداد از mg / dl 500 در خون به 550 مىرسد و سطح حد اقلّ بروز علايم سمّى نسبت به افراد عادى ، حدود mg / dl 100 بالاتر مىرود . برخى الكليها مىتوانند سطح mg / dl 250 را به خوبى تحمل كنند . در زنها به خاطر ميزان كمتر الكل و هيدروژناز معدى ، با نوشيدن مقدار معيّنى الكل سطح خونى از مردها بالاتر مىرود . در افراد عادى ، سطح خونى 100 تا 200 باعث تحريكپذيرى مىشود . با سطح خونى بالاى 250 ، فرد به حالت اغما فرومىرود . با دوز عادى به صورت نوشيدن در محافل ، سطح خون در حدود mg / dl 50 ايجاد مىشود كه به فرد احساس مطلوبى مىدهد . با سطح خونى mg / dl 100 آتاكسى ظاهر مىشود و با سطح 200 - 100 تغييرات رفتارى خاصّ مستى بروز مىكند كه به شخصيت هر فرد بستگى دارد . از آرامش و كسالت گرفته تا تهاجم و بىشرمى ، علامت ديگر مستى ، علاوه بر اختلال مخچهاى و رفتارى ، سرخ شدن صورت است . به علت ضعف ايمنى و آسپيراسيون ، ممكن است شخص به التهاب ششها دچار شود . عوارض عصبى ناشى از الكل اين عوارض به صورت گزگز و مورمور و درد و ضعف است . و به خصوص در دست و پا رخ مىدهد . علايم اغلب به تدريج به طور قرينه از پا ، رو به بالا مىآيند . دردهاى سوزشى كف پا و دردهاى مبهم ساق از شكايتهاى شايع هستند و كوچكترين فشار مىتواند توليد درد كند . هيچوقت دستها به تنهايى گرفتار نمىشوند . عضلات ممكن است شل و دردناك و ضعف به قدرى شديد باشد كه در پاشنه و زانو انقباض رخ دهد . رفلكس آشيل حتى در موارد بىعلامت از بين مىرود . ميوپاتى الكل ( ضعف عضلانى ) ميوپاتى حاد يك وضعيت خطرناك بالينى است كه به طور ناگهانى با درد ، قولنج ، ضعف و تورّم ساق شروع مىشود . درگيرى عضلانى مىتواند منتشر يا محدود به يك ساق باشد . سير آن ، پس از مدتها ترك الكل ، بهتر مىشود . انسفالوپاتى ورنيكه - كورساكوف ( برى برى مزمن يا عصبى ) بيمارى ، با حضور گيجى « 1 » ، آشفتگى حركتى « 2 » ، فلج عضلات چشمى « 3 » ، حركات پاندولى در چشم « 4 » ، و ضعف عضلانى نزديككنندهى طرفى چشم به صورت خيرگى نگاه مشخص مىگردد . نوروپاتى محيطى نيز ممكن است وجود داشته باشد . اين عارضهى فاحش از كمبود تيامين است و در ايالات متحدهى آمريكا بيش از همهى الكليها ديده مىشود . « 5 » اختلال شخصيت در حالت طبيعى ، كورتكس فرونتال مغز به واسطهى اثرهاى كنترلى و مهارىاش بر روى هيجانها ، رفتارها و گفتارها ، در ساختار شخصيتى انسان نقش اساسى را بر عهده دارد . الكل ، اثر مهارى و كنترلى كورتكس فرونتال مغز را تضعيف مىكنند ، كه در اصطلاح علمى به آن عمل ، « مهاربردارى » « 6 » گفته مىشود . اين مسأله ، كارايى فرد براى اعمال فعاليتهاى روزانهاش را كاهش مىدهد و شخصيت وى را ، از نظر اجتماعى ، بىثبات ، متزلزل و فروپاشيده مىگرداند . اين فرم از اختلال شخصيت ، فرد را گستاخ
--> ( 1 ) . Confusion ( 2 ) . Ataxia ( 3 ) . Ophatalmo Plagia ( 4 ) . Nisthagmus . ( 5 ) . تشخيص و درمان طبّى بيماريها ، ترجمهى عباس اديب ، ص 57 . ( 6 ) . Deinhibition