محسن عباس نژاد

100

قرآن و طب ( فارسى )

نداشتند ، پس براى اينكه نسبت به اين موضوع آگاهى بيشتر كسب كنند ، از رسول خدا « صلى اللّه عليه و آله و سلم » درباره‌ى آن سؤال نمودند ، اين بود كه آيه‌ى ( 222 ) از سوره‌ى ( بقره ) نازل گرديده و با امر به كناره‌گيرى از زنان در مدت حيض ، روشن ساخت كه حيض يك نوع ناراحتى و رنجى است براى زنان : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ « از تو درباره‌ى عادت ماهيانه‌ى زنان مىپرسند ، بگو : آن رنج و ناراحتى است ، پس در هنگام عادت از آميزش با زنان كناره‌گيرى كنيد ، و به آنان نزديك نشويد ، تا پاك شوند » « 1 » امّا حكمت و حقيقت علمى اين آيه‌ى مباركه فقط آن‌گاه روشن گرديد كه علم طب وقايوى به پيشرفت‌هايى نايل آمد . پزشك معروف مصرى مرحوم دكتر ( عبد العزيز اسماعيل ) مىگويد : حقيقت اين است كه افرازات جسم بر دو نوع‌اند ، نوعى از آنها براى جسم فائده را در بر دارند ، مانند افرازات غدد هاضمه ، غده‌ى تناسلى ، و كافه‌ى افرازات داخلىاى كه دستگاه‌هاى مختلفه وجود و انساج آن را تنظيم مىنمايند ، كه البته اين نوع از افرازات براى زندگى انسان ضرورى مىباشند . امّا نوع ديگر ، افرازاتى هستند كه در داخل جسم داراى هيچ‌گونه فايده‌اى نبوده بلكه بالعكس افراز آنها به خارج از جسم بسيار ضرورى است ، زيرا اين افرازات ، مواد زهريه‌اىاند كه جسم بايد خود را از شرّ آنها نجات دهد ، و اگر چنانچه در جسم باقى بمانند به آن ضررى بليغ مىرسانند بلكه چه بسا كه منجر به هلاكت انسان گردند . كه نمونه‌ى اين افرازات ، عبارت است از پيشاب ، مدفوع ، عرق ، و حيض . . . علم طب مىگويد كه وقتى دختر متولد مىشود ، تخمدان آن حاوى حدود هفتاد هزار كيسه است كه هر كيسه حامل يك تخمك مىباشد ، اين تخمك‌ها در سن بلوغ دختر به درجه نضج و پخته‌گى خود مىرسند ، بعد از آن در هر نوبت از نوبت‌هاى عادت ماهيانه ، يكى از اين تخمك‌ها رشد كرده و در يكى از ساعات ما بين روز چهاردهم و شانزدهم ، يعنى ( آغاز ميعاد حيض ) از كيسه خود جدا مىشود ، و بعد از جدا شدن از كيسه ، ديواره‌هاى آن فرسايش پيدا نموده ، و در اثر پايين آمدن فشار داخلى آن ، بعضى از مويرگهاى دموى منفجر مىگردند ، و تخمك در داخل رحم باقى مىماند ، به انتظار اينكه حيوان منوى از آلت مرد فرود آمده آن را بارور گرداند ، و در اينجا است كه به جاى تخمكى كه از كيسه‌ى حامل آن بيرون گرديده ، سلولهاى جديدى در داخل آن كيسه شروع به تكثّر مىكنند كه داراى ماده‌ى زردرنگىاند ، پس اگر تخمك با حيوان منى مرد متحّد نشد و بارورى انجام نگرفت ، در اين هنگام است كه آن جسم زردرنگ خود را در هم مىكشد ، و سلولهاى آن به جان همديگر افتاده و در اثر آن ، غشاى باطنى رحم پاره مىشود ، و اين غشاء غشاى مخاطىاى است كه داراى انساج بسيارى مىباشد ، انساجى كه مويرگهاى خون‌زاى زيادى دارند كه دائما در حال احتقان بسر مىبرند ، سپس اين غشاى مخاطى از رحم فاصله مىگيرد ، كه در نتيجه‌ى اين انفصال ، مويرگهاى دموى خونريزى را آغاز مىكنند . خونى كه همراه با افرازات غدد متمدد با بقاياى انساج ضايع شده و افرازات آن جسم زردرنگ است . اينها در مجموع عناصر سازنده‌ى حيض‌اند . حكمت خداى عزّ و جلّ اقتضا نمود كه اين افرازات از جسم زن خارج شوند و در غير اين صورت از طريق تسمّم براى وى كشنده‌ى تمام مىشدند . پس آيا اين حيض واقعا ناراحتى و رنج نيست ؟ قرآن كريم اولين كتابى است كه حكمت كناره‌گيرى از آميزش با زن در حال حيض را بيان نموده است .

--> ( 1 ) . بقره / 222 .