ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )

38

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )

1 كمال الدّين موصلى مفردات الفاظ القانون علّامهء زمان سيّد الحكما كمال الدّين ابو الفتح موسى بن يونس بن محمّد بن منعة بن مالك عقيلى در طبّ و فلسفه و حكمت و رياضى و علوم شرعى يگانهء روزگار بود . تحصيلاتش را در موصل و مدرسهء نظاميه بغداد به پايان رسانيد . علاوه بر شاعرى با علم سيميا نيز آشنا بود . دربارهء او مىگويند كه در چهارده علوم مهارت داشت . در ميان استادان او نام‌هاى يحيى بن سعدون و كمال الدّين انبارى ديده مىشود . او در مدرسهء موصل فلسفه و طبّ تدريس مىكرد و علاقه‌مندان به علم از نقاط دور براى شركت در مجلس درس او حاضر مىشدند و حتّى نصرانيان و يهوديان براى خواندن انجيل و تورات پيش او مىآمدند و او به بهترين وجه اين دو كتاب را تشريح مىكرد . جلال الدّين بغدادى ، نجم الدّين قمراوى و شرف الدّين المتانى ( قمرا و متان هر دو قصبه‌هاى صرخد بودند ) از شاگردان ممتاز او هستند . رشيد الدّين على بن خليفه ( متوفّى 616 ه . / 1219 م . ) شهرت دانش او را شنيده بود و مىخواست به موصل سفر كند امّا مادرش اجازهء دورى به وى را نمىداد و بدين دليل او از شرف شاگردى محروم ماند . فرزندان كمال الدّين نيز در موصل در فقه و ديگر علوم ممتاز بودند و در مدرسه به تدريس مشغول بودند و از نويسندگان دانشمند به شمار مىآمدند . فرمانرواى موصل ملك الرحيم بدر الدّين لؤلؤ علم و دانش كمال الدّين را بسيار مىستود . رويداد جالبى روابط بسيار دوستانهء اين دو را نشان مىدهد . روزى كمال الدّين صبح زود براى كارى پيش امير بدر الدّين رفت . بدر الدّين عادت داشت كه صبح سواره به گردش برود . آن روز آن اسب رم كرد ، مركبى ديگر خواست و آن مركب هم جلو نرفت و او سخت در شگفت ماند . در همين زمان شيخ كمال الدّين دررسيد و همين‌كه امير او را ديد ، گفت به نظر مىرسد كه به خاطر ورود شما اسب جلو نمىرود . او گفت كه اين از