ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )

92

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )

مىشود و سبب خاصّ شهرت مؤلّف است . داود بن عمر در فوعه ( انطاكيه ) متولّد شد و سپس با پدرش به انطاكيه رفت و در آنجا پرورش يافت و بزرگ شد . او از آنجا به آناطولى و دمشق سفر كرد و بالاخره به قاهره رسيد و در قاهره اقامت دائمى اختيار كرد . داود علاوه بر طبّ در ادبيات ، رياضى ، فلسفه و علوم حكمى وحيد عصر و نادرهء روزگار بود . با زبان يونانى آشنا و حافظ قرآن بود . همزمان با درس و تدريس در مدرسهء ظاهريهء قاهره در بيمارستان به معالجه مىپرداخت . شاگرد دانشمندش الخفاجى مىگويد كه : « فضيلت طبّى و مهارت او به جايى رسيده بود كه نه چشم مانند او را ديده و نه گوش همانند او را شنيده است . » مهارت زيادى در تشخيص نبض داشت . هرگاه براى تشخيص مرض دست بر نبض مىگذاشت ، حالات بدن براى او به گونه‌اى كشف مىشد كه انسان در شگفتى مىماند . روايت مىكنند كه شريف حسن به برادرانش گفت كه نبض خود را به او نشان دهند . يكى از برادران دستش را جلو برد . انطاكى پس از ملاحظهء نبض گفت كه اين دست پادشاه نيست . بعد از آن برادر ديگر دستش را جلو برد و انطاكى پس از ديدن نبض او هم همين حرف را زد . سپس شريف حسن دست خود را جلو برد و انطاكى آن را دست پادشاه خوانده به وسيلهء نبض احوال او را كشف كرد . نبض‌شناسى و استادى او براى همه شگفت‌آور بود . انطاكى در 66 سالگى در مكّهء مكرّمه به علّت خوردن انگور به مرض اسهال دچار شد و در سال 1008 ه . / 1599 م . وفات يافت . بعضىها سال وفاتش را 1005 ه . / 1596 م . و برخى 1011 ه . و عدّه‌اى حدود 990 ه . نوشته‌اند . صاحب كشف الظنون به استناد صاحب خلاصة الاثر سال 1008 ه . نوشته است كه مؤلّفان ديگر نيز آن را تأييد كرده‌اند . شيخ عبد العزيز زمزمى ، رئيس مؤذّنان مكّه ، گفته است كه اميران مكّه فضيلت علمى داود انطاكى را بسيار مىستودند و براى او احترام فراوانى قايل بودند . انطاكى در مورد قانون دو نوع كار كرده است ، يكى خلاصهء آن را كه به نام مختصر القانون در بين اختصارات قانون كار باارزش است فراهم كرده و ديگر