دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
92
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
حتى در فرض علم نداشتن به مرگ ، پندار درستى نيست ، همچنان كه احتمال اينكه تغيير در بو و مانند آن ، كه در روايات آمده ، امارهء مرگ باشند حتى در فرض عدم حصول علم به مرگ از آنها ، درست نخواهد بود . « 1 » بنابراين ، سه روز ، امارهء معتبر شرعى بر مرگ نبوده ، بلكه تنها امارهاى عرفى بر تحقق مرگ است . ميرزاى قمى در اينباره مىنويسد : معيار ، حصول علم عادى به مرگ است ، و مقتضاى روايات اين است كه اين علم عادى با گذشت سه روز به دست مىآيد و گرنه معنا ندارد كه به سه روز محدود شود حتى اگر علم به مرگ حاصل نشود . « 2 » از آنچه گذشت بهخوبى روشن مىشود كه ايراد محدث بحرانى بر اين پايه كه ميان رواياتى كه سه روز صبر كردن را ضرورى مىدانند و فتواى فقها بر اعتبار علم به مرگ شخص براى جواز دفن او ، تعارض وجود دارد ، « 3 » كاملا بىپايه است . « 4 » نكتهء دوم : تعميم حكم به افراد ديگرى كه مرگ آنها حتمى نيست . در اين سه روايت ، تنها از دو گروه از مردگان نام برده شده : صاعقهزده و غريق ؛ ولى روشن است كه اين حكم ويژهء اين دوگونه نيست ؛ زيرا افزون بر تعليل موجود در جملهء : « فانّه ربّما ظنّوا أنّه مات و لم يمت ؛ چهبسا مىپندارند كه شخص ، مرده ؛ ولى نمرده است » ؛ رواياتى وجود دارد كه حكم لزوم صبر تا علم به مرگ شخص را در گروههاى ديگرى از مردگان نيز جارى مىداند . اسماعيل بن ابى خالد از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه بايد در دفن پنج گروه از افراد تا يقين به مرگشان خوددارى كرد : غريق ، صاعقهزده ، زير آوار رفته ، كسى كه بر
--> ( 1 ) . مصباح الهدى ، ج 5 ، ص 372 . ( 2 ) . غنائم الأيّام ، ص 278 . ( 3 ) . حدائق الناضره ، ج 3 ، ص 375 . ( 4 ) . براى آگاهى بيشتر ر . ك : الترقيع و زرع الاعضاء فى الفقه الاسلامى ، ص 215 - 216 ؛ محقق همدانى ، كتاب طهارت ، ص 349 - 350 .