دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
93
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
اثر بيمارى اسهال در معرض مرگ باشد و كسى كه دچار خفگى با دود شده باشد ، « 1 » بنابراين ، با به دست آوردن يك قانون كلى مىتوان چنين نتيجه گرفت كه تا يقين به مرگ شخص پيدا نشود ، نمىتوان او را دفن كرد . نكتهء سوم : ميزان در جواز دفن ، ظهور نشانههاى قطعى مرگ است . در اين روايات ، يقين به مرگ ، ملاك جواز دفن اشخاص قرار داده شده و براى مرگ يقينى ، فساد نعشى كه نشانهء آن ، تغيير بوى جسد است ميزان قرار داده شده ، پس با ظهور نشانههايى كه مىتوانند در غير از حالت مرگ نيز ظاهر شوند ، نمىتوان حكم به مرگ شخص كرد . بنابراين ، ضرورت صبر سه روزه در دفن برخى از افراد كه هنوز نشانههاى زندگى از خود نشان مىدهند يا نبود علايم حيات در آنها مىتواند برگرفته از تغييرات شيميايى - فيزيكى بدن غير از مرگ باشد ، به معناى لزوم مراعات حال افراد تا ظهور نشانههاى قطعى مرگ است . اين مطلب ، دقيقا منطبق بر معيارهايى است كه براى مرگ مغزى در حوزهء پزشكى مطرح است ؛ زيرا اگر ميزان در تحقق مرگ مغزى را حتى نه مرگ همهء مغز ، بلكه مرگ ساقهء مغز تنها نيز بدانيم ، مىبايد حدود 72 ساعت پس از ظهور نشانههاى اوليه ، مريض را تحت مراقبت داشت . توضيح آن است كه ، براى تشخيص مرگ ساقهء مغز ، بايد پنج مرحله انجام شود : « 2 » 1 . بررسى وضع مريض پيش از مرگ ( Percondition ) ؛ 2 . علت كما ( Cause of coma ) ؛ 3 . مرحلهء مراقبت ( Observation Period ) ؛ 4 . آزمايشهاى لازم براى كار ساقهء مغز 5 . تكرار دوبارهء آزمايشهاى عمل ساقهء مغز . در مرحلهء اول ، مريض در « كما » ى كامل به سر برده ، دچار قطع تنفس شده ، « 3 » با
--> ( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 210 ، شمارهء 5 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر ر . ك : مجله علمى پزشكى قانونى ، سال دوم ، شمارهء هشتم ، ص 49 . ( 3 ) . Apnea .