دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
79
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
الدّم ، فارق الرّوح البدن ؛ « 1 » هشام بن حكم از امام صادق عليه السّلام دربارهء روح مىپرسد كه آيا روح غير از خون است ؟ امام مىفرمايند : آرى . . . خون باعث طراوت جسم ، شفافى رنگ پوست ، زيادى خنده مىشود ، هرگاه خون در بدن از حركت بازايستد ، روح از بدن جدا مىشود . بهعبارت ديگر ، ارتباط ميان روح و بدن ، دوسويه است : قوام بدن به روح مىباشد و روح نيز تا هنگامى كه در دنياست نيازمند به بدن ؛ بنابراين ، اگر روح با فعليت يافتن و نياز نداشتن به بدن از آن جدا شود ، ناگزير بدن نيز خراب مىشود ؛ از سوى ديگر ، اگر بدن خراب شود ، روح از آن جدا خواهد شد ؛ زيرا بدن ابزارى براى روح است كه با خرابى آن ، جايگاهى براى تعلق روح به آن باقى نمىماند . نشانههاى مرگ در متون دينى نشانههاى مرگ چيست و چه هنگام مىتوان به مردن يك انسان حكم كرد ؟ براى مرگ ، نشانههاى گوناگونى در روايات و كلمات فقها گفته شده است . نشانههاى مرگ در روايات در كلمات خاندان عصمت و طهارت عليهم السّلام اين نشانهها ، براى جدايى روح از بدن و تحقق مرگ گفته شده : گنديدگى و فساد بدن ، « 2 » رنگپريدگى ، « 3 » عرق كردن پيشانى و
--> ( 1 ) . احتجاج ، ج 2 ، ص 97 . ( 2 ) . احتجاج ، ج 2 ، ص 97 : هشام بن الحكم إنّه سأل الصّادق عليه السّلام قال : . . . فأخبرني ما جوهر الرّيح ؟ قال : « . . . و ذلك أنّ الرّيح بمنزلة المروحة تذبّ و تدفع الفساد عن كلّ شيء و تطيبه ، فهي بمنزلة الرّوح إذا خرج عن البدن نتن البدن و تغيّر تبارك اللّه أحسن الخالقين » . ( 3 ) . كافى ، ج 3 ، ص 134 : عن أبي حمزة قال : سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول : « إنّ آية المؤمن إذا حضره الموت يبياضّ وجهه ، أشدّ من بياض لونه ، و يرشّح جبينه ، و يسيل من عينيه كهيئة الدّموع ، فيكون ذلك خروج نفسه . و إنّ الكافر تخرج نفسه سلّا من شدّته ، كزبد البعير ، أو كما تخرج نفس البعير » .