دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
78
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
كمال يافتن روح همان گونه كه مىدانيم ، روح انسانى در آغاز ورود به جهان ماده ، بالقوه و استعداد محض بوده ، از راه بدن ، كمالات نهفتهء خود را به فعليت مىرساند ؛ زيرا بدن ، ابزارى براى روح شمرده مىشود ، پس طبيعى است كه با از ميان رفتن زمينهء نياز روح به بدن ، روح از آن جدا شود . « 1 » دور نيست اين جملهء امير المؤمنين عليه السّلام در توصيف پرهيزگاران ، ناظر به همين گونه مرگ باشد : و لو لا الأجل الذي كتب عليهم ، لم تستقرّ ارواحهم في أجسادهم طرفة عين ؛ شوقا الى الثواب ؛ و خوفا من العقاب ؛ « 2 » اگر نبود اجلى كه خداوند براى ايشان مقرر كرده است ، روحهايشان - از شوق پاداش و ترس عذاب - لحظهاى در بدنهايشان آرام نمىگرفت . فساد يافتن بدن هرگاه بدن رو به خرابى گذارده ، شايستگى خود را براى تعلق روح از دست دهد ، روح از آن جدا شده ، به خودى خود مرگ فرا مىرسد . امام صادق عليه السّلام در خبرى كه هشام بن حكم نقل مىكند در توضيح اينگونه مرگ مىفرمايند : هشام بن الحكم أنّه سأل الصّادق عليه السّلام قال : . . . ، قال : فأخبرني عن الرّوح أغير الدّم ؟ قال : نعم . . . من الدّم رطوبة الجسم ، و صفاء اللّون ، و حسن الصّوت ، و كثرة الضّحك ، فإذا جمد
--> ( 1 ) . صدر المتألّهين در اينباره مىنويسد : « و مبناه ( الموت الطبيعي ) استقلال النّفس بحياتها الذّاتيّة و ترك استعمال الآلات البدنيّة على التّدريج حتّى ينفرد بذاتها ، و يخلع البدن بالكلّية ؛ لصيرورتها أمرا بالفعل » ( شواهد الرّبوبيه ، ص 89 ) . ( 2 ) . نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 420 .