دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
59
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
آنگاه نطفه را خون بستهاى ساختيم و آن خون بسته را پاره گوشتى كرديم و آن پاره گوشت را استخوانها گردانديم و بر آن استخوانها گوشت پوشانديم ؛ سپس او را با آفرينشى ديگر باز آفريديم ، پس بزرگ و بزرگوار است خداى يكتا كه نيكوترين آفرينندگان است . انسان ، موجودى داراى روح و جسم است ؛ ولى همهء سخن در گونهء ارتباط ميان آنهاست . برخى باور دارند كه انسان ، جوهرى است روحانى كه بدن ابزار و مركبى براى آن است ؛ بنابراين ، روح انسان نه داخل در اين جهان و نه خارج از آن است ، نه پيوسته به آن و نه جداى از آن است ، بلكه متعلق به بدن است : تعلقى از روى تدبير و تصرف ، همان گونه كه تعلق و ارتباط خداوند با جهان ، تعلقى اينچنين است . « 1 » گروهى نيز بر اين باورند كه نفس آن هنگام كه به بدن تعلق مىگيرد ، با بدن متحد مىشود ؛ بنابراين ، نفس ، عين بدن و بدن ، عين نفس است و مجموع اين دو با هم ، انسان را به وجود مىآورند . « 2 » به هر روى ، اصل موضوع بودن وجود روح براى انسان ، ما را وادار مىكند تا مرگ و زندگى را با آن در پيوند دانسته ، اعطاى روح را نشانهء حيات و بازپسگيرى آن را علامت مرگ بدانيم . « 3 » بنابراين ، همان گونه كه حيات ، امرى وجودى است ، مرگ نيز حاصل تحقق عملى خارجى بر روى انسان است و نه فقدان حيات ، كه ما آن را قبض روح مىناميم .
--> ( 1 ) . قيصرى ، شرح فصوص الحكم ، ج 1 ، ص 113 . ( 2 ) . تفسير كبير ، ج 21 ، ص 45 . ( 3 ) . در متون دينى از بازپسگيرى روح از بدن ، به « استيفاء » تعبير شده است ؛ زيرا قرآن كريم در توصيف مرگ و چگونگى آن ، از ماده « وفى » استفاده مىكند كه معناى آن « چيزى را به تمام و كمال گرفتن » است ؛ مانند ( وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ ) ؛ او بر بندگان خود تسلط كامل دارد و مراقبانى بر شما مىگمارد تا زمانى كه مرگ يكى از شما فرامىرسد ، در اين موقع فرستادگان ما جان او را مىگيرند و آنها كوتاهى نمىكنند . انعام ( 6 ) آيهء 61 .