دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

188

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

است . در چنين فرضى ، حديث به مبحثى كه اكنون بدان پرداخته‌ايم ، يعنى به احاديثى كه جنبهء تشريع دارد مربوط نخواهد شد و در شمار نوع ديگر ، يعنى آنچه تشريع نيست و در نتيجه پيروى از آن نيز لزوم و وجوبى ندارد قرار خواهد گرفت . احاديثى چون نهى از شيردهى براى زنان باردار يا نهى از درمان بيمارى عذره با علاق « 1 » نيز از اين دست هستند . جزئيات اين نوع در جاى خود بررسى خواهد شد . گروه سوم : احاديث گوياى ابطال برخى شيوه‌هاى درمان برخى از شيوه‌هاى درمانى موجود در عصر جاهليت كه با باور دينى ناسازگارى داشته و به واقع وسيلهء بهبود نيز نبوده‌اند در متون دينى نهى شده‌اند . از آن جمله‌اند : أ ) حديثى حاكى از اين است كه مردى درحالىكه حلقه‌اى برنجى در دست داشت به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رسيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پرسيد : اين چيست ؟ گفت : به علت واهنه « 2 » است . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : آن را از دست درآور كه تو را جز سستى نيفزايد . حتى اگر درحالىكه معتقدى اين حلقه تو را سودى مىرساند درگذرى بر غير فطرت درگذشته‌اى . « 3 » ب ) حديث ديگرى مىگويد غده‌اى چركين از بدن عبد اللّه بن عكيم جهنى كه از

--> ( 1 ) . در جاى خود در صفحات پسين در اين‌باره توضيح داده مىشود - م . ( 2 ) . « واهنه » بادى است كه در دوران پيرى در پشت شانه‌ها رخ مىنمايد . نيز گفته‌اند بيمارىاى است كه ماهيچه‌هاى پا را مىگيرد . ر . ك : ابن منظور ، لسان العرب ، ج 13 ، ص 454 - م . ( 3 ) . اين مضمون در منابع گوناگون اهل سنت با تعابيرى متفاوت رسيده و به ويژه در اين تعابير به جاى « حلقة من صفر » ، عبارت « حلقة من بنو » آمده است ؛ براى نمونه ر . ك : صحيح ابن حبان ، ج 13 ، ص 449 ، ح 6085 ، ص 453 ، ح 6088 ؛ حاكم ، المستدرك ، ج 4 ، ص 240 ، ح 7502 ؛ هيثمى ، موارد الظمآن ، ص 341 و 342 ؛ همو ، مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 103 و 154 ؛ كنانى ، مصباح الزجاجه ، ج 4 ، ص 77 ؛ بيهقى ، سنن الكبرى ، ج 9 ، ص 350 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1167 ؛ ابن ابى شيبه ، المصنف ، ج 5 ، ص 35 ، ح 23460 ؛ ابن راشد ، الجامع ، ج 1 ، ص 209 ؛ مسند بزار ، ( 4 - 9 ) ، ج 9 ، ص 32 ؛ مسند احمد ، ج 4 ، ص 445 ؛ مسند رويانى ، ج 1 ، ص 100 ؛ طبرانى ، معجم الكبير ، ج 2 ، ص 99 ، ح 1439 و ج 8 ، ص 167 ، ح 7700 و ج 18 ، ص 159 ، ح 348 ، ص 162 ، ح 355 ، ص 179 ، ح 414 ؛ منذرى ، الترغيب و الترهيب ، ج 4 ، ص 157 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 5 ، ص 271 - م .