دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

183

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

توكل زيان خواهد رساند و آن را به تعطيل خواهد كشاند ، چنان‌كه با تقدير الهى و حكمت او نيز ناسازگارى خواهد داشت و باور به اين ، حكمت را سست خواهد كرد ؛ چه ، انسانى كه اسباب را فرو مىگذارد چنين گمان مىكند كه اين كار او توكل را تقويت مىكند ، درحالىكه حقيقت توكل ، اعتماد قلبى انسان به خداوند است در حصول چيزهايى كه در دنيا و آخرت او را سودمندى مىافتد و در دفع چيزهايى كه در اين دو سرا او را زيان مىرساند ؛ و البته در كنار اين اعتماد ، ناگزير بايد با اسباب و ابزارها تعامل داشت و از آنها بهره جست . پس هرگز مباد كه بنده‌اى عجز خود را توكل قلمداد كند يا توكل را مايهء عجز و ناتوانى سازد . « 1 » بارى ، به ادامهء سخن خويش بازگرديم ، آنجا كه گفتيم احاديث فراوانى دربارهء اصل درمان رسيده است و نخستين گروه از اين احاديث آنهايى است كه از اباحهء اصل درمان يا گاه ضرورت آن خبر مىدهد و ما را بدان سفارش مىكند ؛ اما در كنار اين دسته ، احاديث ديگرى هم وجود دارد كه شفا را از آن خداوند مىداند . اينك به اين‌گونه نيز نظر مىافكنيم . ب ) احاديثى كه شفا را از آن خدا مىداند و او را طبيب واقعى مىشمرد . از آن جمله مىتوان از دو حديث ياد كرد : 1 . روايت ابو رمثه حاكى از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « خداوند خود طبيب است و تو رفيق هستى . طبيب او آن كسى است كه وى را آفريده است » . « 2 » اين حديث از سويى اصل درمان را به رسميت مىشناسد و از سويى ما را به عوامل درهم تنيدهء درمان در بدن انسان در اصل آفرينش او و همچنين به اين حقيقت توجه مىدهد كه وظيفهء طبيب ، مداراى با بيمار است تا مجالى براى فعال شدن اين عوامل كه بخشى از آنها درونى هستند فراهم آيد .

--> ( 1 ) . الطب النبوى ، ص 10 . ( 2 ) . « اللّه الطبيب بل انت رجل رفيق طبيبها الذى خلقها » . ر . ك : سنن ابى داوود ، ج 4 ، ص 86 ، ح 4207 ؛ حسينى ، البيان و التعريف ، ج 1 ، ص 134 ؛ عظيم‌آبادى ، عون المعبود ، ج 11 ، ص 175 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 2 ، ص 99 - م .