دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

182

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هيچ زيانى به توكل وى نخواهد رساند ؛ چه ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله دو زره بر تن مىكرد ، كلاهخود بر سر مىنهاد ، تيراندازانى بر دهانهء درّه مستقر مىساخت ، بر پيرامون مدينه خندق حفر كرد ، به مسلمانان اجازهء هجرت به حبشه و مدينه را داد ، خود نيز هجرت كرد ، در كار زندگى با اسباب و چيزهايى چون خوردن و آشاميدن تعامل داشت ، براى خانوادهء خود ، قوت سالانهء آنان را ذخيره مىكرد و هيچ منتظر نمىماند كه در اين‌باره بر او وحيى نازل شود ، در حالى كه بيش از هركس ديگر سزاوار بود كه چنين چيزى برايش حاصل آيد . او حتى در پاسخ آن كس كه پرسيده بود « ناقهء خود را زانو ببندم يا واگذارم » فرموده بود : « زانويش ببند و توكل كن » تا از اين رهگذر بدان اشاره كند كه حذر كردن و تدبير كردن با توكل ناسازگارى ندارد . « 1 » نگارنده از همهء كسانى كه چنين نظريهء نادرستى مبنى بر عدم درمان خويش دارند مىخواهد دست‌كم در اثبات انگارهء نادرست خويش ، او را به يك نمونه در تاريخ اسلام راه نمايند كه در آن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله درحالىكه سببى مقدور در اختيار داشته ، آن را وانهاده و براى رسيدن به مقصود خويش از آن بهره نجسته باشد تا در نتيجه بتوان با استناد به چنين نمونه‌اى اظهار داشت كه چشم‌پوشى كردن از اسباب ، معناى توكل بر خداوند است . هرگز نمىتوان چنين نمونه‌اى يافت ، بلكه آنچه هست اينكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از همهء ابزارها و اسبابى كه در توان داشت بهره مىجست و البته در كنار آن بر خداوند هم توكل داشت . به هر روى ، اين بحث را با سخنى ارزش‌مند از ابن قيم به پايان بريم . او خطاب به آنان كه شريعت الهى را مىفهمند مىنويسد : درمان كردن با توكل ناسازگارى ندارد ، چنان‌كه با مقابله با گرسنگى ، تشنگى و گرما و سرما به كمك آنچه چاره كار است نيز منافات ندارد ، بلكه از سويى حقيقت توحيد هنگامى تحقق مىيابد كه انسان با اسباب و ابزارهايى نيز كه خداوند آنها را در تكوين و تشريع ، زمينه و مقتضى مسبّب‌هاى ويژه قرار داده است همگرايى داشته باشد و بداند كه واگذاردن اين اسباب و ابزارها به

--> ( 1 ) . فتح البارى ، ج 10 ، ص 212 - م .