دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

166

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

جست‌وجوى آن پرداختند . در اين هنگام يكى از منافقان گفت : محمد مدعى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است ، درحالىكه نمىداند شتر خود او كجاست ! چون پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از اين سخن آگاهى يافت فرمود : به خداوند سوگند ، من تنها آن چيزى را مىدانم كه خدايم مرا آموخته باشد ؛ اينك خداوند مرا بدان شتر راه نمود . آن در اين وادى در فلان دره است و مهارش به درختى گير كرده است . پس به همان نشانى رفتند و آن را بازآوردند . « 1 » دستهء دوم اين احاديث دربردارندهء احوال و اسرار انسان‌ها يا چيزهايى است كه دور از چشم ديگران انجام مىدهند يا مىگويند . در چنين چيزهايى نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تنها با دريافت خبرى از سوى خداوند در موارد ويژه آگاهى پيدا مىكند ، آن‌سان كه خداوند او را به وضع و واقعيت برخى از منافقان آگاه كرده بود . در همين باره و در برخورد با اين‌گونه امور ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء كسى يا چيزى بىآنكه درباره‌اش به وى وحيى رسيده باشد به باور يا گمانى برسد كه خلاف واقع است . قاضى عياض در اين زمينه چنين مىنويسد : باورى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء احوال انسان‌ها و آنچه انجام مىدهند بدان مىرسد و همچنين بازشناختن حق و ناحق و درستكار و بدكردار در اين‌گونه موارد ، از همين دست [ - آگاهى از امور عادى ] است ؛ چراكه فرمود : « من تنها يك انسان هستم . شما نزد من نزاع مىآوريد و ممكن است برخى از شما در بيان دليل خود توان‌مندتر از ديگرى باشيد و درنتيجه من به سود او بر پايهء آنچه مىشنوم حكم كنم . پس هركه من در داورى خود چيزى را كه حقّ برادر اوست به وى

--> ( 1 ) . متن سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اين حديث چنين است : « انى و اللّه لا اعلم الا ما علمنى اللّه و ان اللّه قد دلنى عليها و هى فى هذا الوادى فى شعب كذا و كذا قد حبستها الشجرة بزمامها » . ر . ك : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 13 ، ص 364 ، به نقل از : واقدى ، المغازى - م .