دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

160

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

آگاه‌ترايد ؛ بنابراين ، هيچ نبايد موردى از موارد طبّى كه در احاديث منقول به ما رسيده بدان معنا تفسير شود كه جزو امور تشريع شده مىباشد ؛ زيرا دليلى بر اين‌گونه تفسير در شرع نيست . البته تنها چيزى كه در اين ميان رواست اينكه آن داروى تجويز شده در حديث نبوى به عنوان تبرّك و به اقتضاى باور قلبى به كار گرفته شود . در چنين صورتى آن دارو اثرى شگرف نيز خواهد داشت ؛ اما اين هرگز از مقولهء طبّ جسمانى نيست . « 1 » قاضى عياض مفسر تاريخ و سيرهء نبوى نيز دراين‌باره شيوه‌اى همانند دارد . او در كتاب خود ، شفا ، فصلى را به امور دنيوى و رفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اين زمينه ويژه ساخته و چنين نامى بر آن فصل مىنهد : اما احوال پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در امور دنيوى ؛ ما در اين زمينه بر همان سبك و شيوهء پيشين خود پيش مىرويم و مسئله را از ابعاد باور ، سخن و عمل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بررسى مىكنيم ؛ اما دربارهء باور در اين‌گونه احوال و امور بر خلاف امور شرعى ، اين امكان هست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در امور دنيوى به چيزى معتقد شود و بعدها خلاف آن آشكار گردد ، چنان‌كه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اين‌گونه امور در ترديد يا داراى گمان باشد . « 2 » قاضى عياض در ادامه از حديث تلقيح نخل و نيز حديث تخمين خرماها « 3 » سخن به ميان مىآورد و آن‌گاه دراين‌باره چنين اظهارنظر مىكند : سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اين موضوع - بنا بر آنچه ما پيشتر بيان كرديم - در شمار اين دسته است كه در امور دنيوى از سوى خود دربارهء آن ، چيزى فرموده يا دراين‌باره به گمان يا گمان‌هايى رسيده است ، نه از آن دسته كه در تشريع مقررات شرعى يا پايه‌گذارى يك روش و آيين دينى از سوى خويشتن يا بنا بر اجتهاد خود چيزى فرموده باشد . « 4 » قاضى عياض در ادامه از روايت ابن اسحاق در ماجراى غزوهء بدر و راهنمايى

--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 1 ، ص 493 و 494 - م . ( 2 ) . الشفا بتعريف حقوق المصطفى ، ج 2 ، ص 114 - م . ( 3 ) . اين احاديث پيشتر از نظر گذشت . ( 4 ) . الشفا بتعريف حقوق المصطفى ، ج 2 ، ص 15 - م .