دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
161
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
حباب بن منذر و نيز از اين ياد مىكند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چگونه به او فرمود « ما را به رأى صواب راه نمودى » ، و چگونه راهنمايى او را به اقتضاى آيهء ( وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ) « 1 » به كار بست . قاضى عياض همچنين از اين ماجرا ياد مىكند كه چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىخواست [ در ماجراى غزوهء احزاب ] به يك سوم محصول باغهاى مدينه با كفار مصالحه كند ؛ اما آنگاه كه دراينباره با صحابه مشورت كرد و آنان نظر خويش را گفتند آن حضرت از رأى پيشين خود برگشت . قاضى سرانجام پس از ياد كردن از اين نمونهها نظر نهايى خود را در اين زمينه چنين مىنگارد : در امورى دنيوى از اين دست كه نه آگاهى از دين ، نه باور و نه دانستن آن در آنها دخالتى دارد ، آنچه پيشتر يادآور شدهايم بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رواست ؛ چه ، اين روا داشتن [ يعنى محتمل دانستن خطا و ابتناى سخن بر گمان و تجربه است ] نه مستلزم كاستى است و نه به معناى فروتر دانستن منزلت پيامبر . اينگونه امور دنيوى ، بر عرف و عادت استوار هستند و هركس دست به كار تجربهء آنها باشد و بدانها اهتمام و اشتغال داشته باشد بهگونهء طبيعى از آنها آگاهى مىيابد ؛ اما پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دلش يكسره به معرفت پروردگار آكنده است . بندبند هستىاش از علوم شريعت پر است و انديشهء او نيز پيوسته دربند مصالح دينى و دنيوى امت است . البته نبايد از نظر دور داشت كه خطا و گمان از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تنها در « شمارى اندك » از همين پديدههاى دنيوى و بسيار كم در چيزهايى رواست كه به تحصيل منافع دنيوى و پاسداشت آنها مربوط مىشود و دقت و مهارت بسيارى مىطلبد ، نه در « شمار فراوانى » از همين پديدهها ، آنگونه كه از كمخردى و نادانى خبر دهد . « 2 » اما در ميان متأخران نيز شاه ولى اللّه دهلوى از كسانى است كه به تمايز ميان امور دنيوى و امور شرعى و اخروى در رفتار و حديث نبوى باور دارد . او در كتاب خود بابى را به دستهبندى « علوم نبى » اختصاص مىدهد و در آن چنين مىآورد : بدان آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده و در كتابهاى حديث تدوين يافته بر دوگونه است :
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 159 : در كار با آنان مشورت كن . ( 2 ) . قاضى عياض ، الشفا بتعريف حقوق المصطفى ، ج 2 ، ص 115 - م .