دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

67

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

شخصيت‌هاى ديگرى مثل محمد بن على بن محبوب « 1 » و ابو الحسن الفقيه على بن محمد بن شيرة القاسانى « 2 » و سعد بن عبد اللّه از او روايت كرده‌اند « 3 » و علاوهء بر آن ، شيخ كلينى به واسطه مشايخ خود از او روايت و بلكه بسيار هم روايت كرده است « 4 » و در جاى خود اين نكته مورد قبول بسيارى از عالمان و فقيهان واقع شده ، كه نقل كلينى از راوى ، به خصوص كثرت نقل او از راوى ، خود يكى از نشانه‌هاى وثاقت راوى است . احمد بن محمد البرقى نيز از او روايت كرده است « 5 » و در مجموع از اين قراين استفاده مىشود كه اگرچه در حد توثيق نبوده ، مدح شده است ، و روايت او حسن است . « 6 » نجاشى تصريح به وثاقت سليمان بن داود المنقرى فرموده است . « 7 » ابن غضائرى او را تضعيف كرده ، « 8 » ولى چنان‌كه ياد شد ، بر تضعيف‌هاى ابن غضائرى نمىتوان تكيه كرد . علاوهء بر آن ، آنچه از سيره و سبك رجالى بيشتر فقيهان برمىآيد ، آن است كه در تعارض بين توثيق نجاشى و تضعيف غير او - هركه به‌خصوص ابن غضائرى بود - ، سخن نجاشى را مقدم مىدارند ، زيرا نجاشى در مباحث علم رجال اضبط از ديگران است . « 9 » سليمان بن داوود ، روايت را از عده‌اى از اصحاب نقل مىكند . كلمهء « غير واحد » نزد آية اللّه خوئى در حكم مرسله است ، زيرا راوى به‌طور اجمال ذكر شده است . ولى سيد محمد عاملى ( 1011 ه . ق ) كه در فن نقد حديث دقت فراوان مىكند ، معتقد است كه كلمهء « غير واحد » ، « عن عدة نفر » ، يا « عن نفر » ، در حكم مرسله نيست ، بلكه اين‌گونه نقل

--> ( 1 ) . محمد بن حسن طوسى ، الاستبصار ، ج 3 ، ص 180 . ( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 151 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 73 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 335 . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . خاتمهء مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 261 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 25 . ( 7 ) . رجال نجاشى ، ص 184 و 488 . ( 8 ) . مجمع الرجال ، ج 3 ، ص 165 ؛ نقد الرجال ، ج 2 ، ص 360 . ( 9 ) . ابو الهدى كلباسى ، سماء المقال ، ج 1 ، ص 198 . محمد تقى مجلسى ، روضة المتقين ، ج 14 ، ص 331 ؛ ميرزا ابو القاسم قمى ، قوانين الاصول ، ص 476 ؛ فوائد الرجاليه ، ج 2 ، ص 46 ؛ ج 7 ، ص 34 .