دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
354
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
8 . و نيز اين مطلب را رواياتى تأييد مىكند كه دربارهء رفع گرفتارى مؤمن و قضاى حاجت او است . الف ) كلينى از زيد شحام روايت كرده كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىگفت : هركس فريادرسى كند مؤمن اندوهناكى را كه نهايت توانش را به كار برده ( و نتوانسته كارش را به سامان رساند ) پس گرفتارى او را بر طرف سازد و او را در دستيابى به حاجتش كمك كند ، خدا براى اين كار و عمل نيك ، هفتاد دو رحمت براى او مىنويسد كه يكى از آنها در دنيا به وى مىرسد و با آن زندگىاش سامان مىيابد و 71 رحمت براى نجات از گرفتارىها و اهوال روز قيامت براى او ذخيره مىگردد . « 1 » ب ) كلينى و صدوق از مفضل از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود : هركس يك نياز از برادر مؤمن خود را روا سازد ، خداى بزرگ در رستاخيز صد هزار نياز او را برآورد كه نخستين آنها بهشت است . « 2 » شيخ حرّ عاملى در وسائل الشيعه روايات فراوانى را در اين زمينه آورده است كه بر اهميّت نيكوكارى و قضاى حاجت مؤمن و شادمان كردن او دلالت دارد . « 3 » ملاحظه و بررسى اين روايات روشن مىسازد كه حق مؤمن بسى بزرگتر از اين كارهاست و اگر به مؤمن عضوى هديه شود كه با آن زندگى كند و گرفتارىاش بر طرف گردد و دلش شاد شود ، بدون شك اين كار قضاى حاجت مؤمن و رفع گرفتارى و ادخال سرور در قلب او است . با وجود اين ، اشكالى كه در اينجا هست اين است كه قضاى حاجت مؤمن بايد به چيزى باشد كه از نظر شرعى مباح مىباشد . عنوانهاى گوناگونى كه در اهمّيت نيكوكارى و حقوق مؤمن وارد شده ، ثابت نمىكند كه آنچه سبب قضاى حاجت مؤمن است ، مباح مىباشد . بنابراين ، دزدى ، غصب و تجاوز بر ديگران براى قضاى حاجت مؤمن جايز نيست ؛ محبوبيّت اين عمل فرع اباحهء آن مىباشد و اباحه ثابت نشده است ؛ زيرا اباحه
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 159 ، ح 1 ؛ ثواب الأعمال ، ص 179 ، ح 1 و ، ص 220 ، ح 1 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 357 . ( 3 ) . ر . ك : همان ، « ابواب فعل المعروف » ، ص 370 و 385 و . . . .