دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

318

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

از بين مىبرد شامل مىشود و در عين حال ، ادلّه‌اى وجود دارد كه بر خلاف اين مطلب دلالت مىكند . امور زير بر جايز بودن اين كار دلالت دارد : 1 . آيهء وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 1 » و ديگران را بر خويشتن مقدّم مىدارند ، با اينكه نياز خودشان شديد است . شهيد ثانى در مسالك ، در مسئلهء بخشش مضطر خوراكش را به ديگرى ، به اين آيه استدلال كرده است . 2 . رواياتى كه بر حسن ايثار و مواسات به نفس دلالت مىكند . « 2 » 3 . بعضى اين‌گونه استدلال كرده‌اند كه مطلوب حفظ نفس محترم مىباشد ، ليكن چون حفظ هر دو باهم ممكن نيست ، بدون ترجيح حفظ نفس به يكى از آن دو حاصل است . 4 . ادلّه‌اى كه بر وجوب دفاع در برابر دشمن دلالت دارد و اينكه جايز است مجاهد ( در ميدان جنگ ) با وجود نشانه‌هاى هلاك مثلش را استوار گرداند ( و خود را فدا كند ) و مرگ در اين حالت رستگارى است . 5 . حفظ نفس مؤمن و دفاع از آن واجب است ، اين وجوب با وجوب حفظ نفس در تزاحم قرار دارد ، فرض مطلب اين است كه هر دو در ايمان مساوىاند ؛ پس جاى تخيير است ( و مىتواند ديگرى را بر خود مقدم بدارد ) . 6 . مسئلهء تقديم حفظ نفس ديگرى بر خود ، در مسئلهء تقيّه و سخن امام عليه السّلام كه مىفرمايد : « وقتى نوبت به كشتن و خون‌ريزى رسيد ، تقيّه از ميان مىرود » . 7 . رواياتى دلالت دارد بر اينكه هنگام اجبار بر كفر ، جايز است انسان مرگ را پذيرا شود و بر آن شكيب ورزد و سخن كفر بر زبان نياورد . پس زمانى كه صبر بر مرگ در اينجا جايز دانسته شده - با اينكه در قضيهء عمار ، شارع به اظهار كفر هنگام ناچارى

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) آيهء 9 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، « ابواب احكام العشرة » ، باب 14 و 122 .