دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

319

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

اجازه داده است : إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ ؛ « 1 » مگر آنكه ناگزير به كفر شود درحالىكه قلبش به ايمان پايدار و مطمئن باشد - تقديم نفس به خاطر حفظ جان ديگرى نيز جايز است . در سه مورد اخير ممكن است اشكال شود كه قياس در اينجا درست نيست ؛ زيرا مرگ در اين موارد ناشى از اقدام ديگرى است و در فرض مسئلهء مرگ به دست خود شخص يا به دستور اوست . دليل اساسى در اين ميان ، مسئلهء ايثار و تزاحم مىباشد . الف ) ايثار در مسئله ايثار ميان علما اختلاف است ، شهيد ثانى - در مسالك در مسئلهء بخشش مضطر خوراكش را به مضطر ديگر - ايثار و ترجيح ديگرى را بر خود ظاهرا جايز دانسته است ؛ داستان آبى كه در بعضى از جنگ‌هاى پيامبر مجروحان بر يكديگر ايثار كردند تا اينكه همه جان سپردند ، اين حكم را تأييد مىكند . ليكن صاحب جواهر اين حكم را رد مىكند و مىگويد : ليكن ظاهر آيه وجوب نيست و از نظر عقل و نقل معلوم است كه بايد حفظ نفس را كه خدا با آن عبادت مىشود ، بر ديگرى مقدم داشت ؛ بلكه اين كار افكندن خود - با دست خويش - در هلاكت است و اين ادعا كه « اين مورد ، مانند ايثار مجاهد ( در راه خدا ) است كه با وجود نشانه‌هاى هلاكت مثلش را استوار مىكند ( و از خود مىگذرد ) و اقدام او افكندن خود در هلاكت به شمار نمىرود ؛ بلكه رسيدن به رستگارى ابدى است » منعش واضح است . پس تحقيق جايز نبودن ايثار ( مضطر غذايش را به ديگرى ) است . چنان‌كه اگر آن غير كافى ذمى يا حيوان يا غير اين دو - از موجوداتى كه خونشان محترم است ، باشد - ايثار غذا براى مضطر جايز نمىباشد . به نظر مىرسد سخن صاحب جواهر دربارهء عدم دلالت منطوق آيه حق باشد ؛ زيرا آيه

--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 106 .