دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

307

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

در كافى به چند طريق روايت شده است : خدا در آنچه حرام كرد ، شفا و دوا قرار نداد . « 1 » در عيون الأخبار آمده است كه امام رضا عليه السّلام به مأمون نوشت : از دين خاندان پيامبر اين است كه : مضطر نبايد شراب بياشامد ؛ زيرا او را مىكشد . « 2 » و اما اين سخن امام عليه السّلام كه فرمود : « خدا در آنچه حرام كرده ، شفا و دوا قرار نداده است » ، بر حرمت درمان به حلال دلالت نمىكند ، بلكه ارشاد به اينكه حرام ، دوا و درمان نيست و حكم به حرمت را ( در حال اضطرار ) وجدان آدمى و عقل و نظر عموم مردم نمىپذيرد و نيز اين حرمت با ساير روايات ناسازگار است كه در آن‌ها درمان با ادرار ، گوشت مار ( افعى ) داغ كردن ، حجامت ، سم‌ها و غير آن ، جايز دانسته شده است . حتى در بعضى روايات درمان با مواد مست‌كننده براى مداواى چشم و سرمه كشيدن به آن ، جايز دانسته شده است . بنابراين ، مىتوان گفت : مقصود رواياتى كه درمان با حرام را نفى مىكند ، خصوص شراب است ، يا منظور محرّمات چهارگانه‌اى است كه در قرآن ذكر شده ؛ يعنى شراب ، خوك ، خون و مردار . و به فرض دلالت اين‌گونه روايات پذيرفته شود ، به حالت عدم اضطرار ( حالت عادى ) حمل مىشود . مؤيد اين سخن روايت سماعه است كه مىگويد : از امام صادق عليه السّلام دربارهء مردى پرسيدم كه دچار دردى است و به او دستور داده شده كه ادرار بياشامد . امام عليه السّلام فرمود : « نياشامد » . گفتم : او مضطر به آشاميدن ادرار است . فرمود : « اگر مضطر است و دوايى براى دردش نيابد ، مىتواند بولش را بياشامد ؛ اما آشاميدن بول ديگرى جايز نيست » . « 3 »

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 413 - 414 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 88 - 90 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 303 ، ح 2 . ( 3 ) . طبّ الأئمّه ، ص 61 .