دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

293

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

معناى اصطلاحى اضطرار از كتاب‌هاى فقه و اصول و مثال‌هايى كه در آن‌ها ذكر شده ، مىتوان دريافت كه معناى اضطرار ، ناچارى است و بر كسى كه توان و نيرو ندارد مضطر گفته مىشود ؛ مانند گرسنه‌اى كه در معرض هلاكت است يا تشنه‌اى كه از عطش به خود مىپيچد يا بيمارى كه تحمّل مرض ( و درد ) را ندارد . ليكن در ميان اهل عرف ، اضطرار ، حتى در كمترين نياز به كار مىرود ؛ مانند گرسنه‌اى كه مىتواند صبر كند ، يا كارمند و كارگرى كه مىترسد اگر فلان كار را انجام ندهد يا مرتكب شود ، از كار اخراجش كنند . همهء اين‌ها خود را مضطر مىدانند . جمع ميان اين دو معنا نيازمند بحث است و مراجعه به لغت ، گرهى را نمىگشايد ؛ زيرا در لغت ، اضطرار ، به هر دو معنا آمده است . جوهرى آن را الجا و ناچارى معنا مىكند و در قاموس هم ناچارى معنا شده و هم نيازمندى . ممكن است كه « الجا : ناچارى » در سخن آنان به معناى « احتياج » باشد و يا به عكس ، يا مقول به تشكيك شمرده شود و احتياج و اضطرار داراى مراتب شديد و ضعيف باشد ، يا اضطرار همان نياز شديد به حساب آيد . در هر حال ، احتياج به كمترين مراتب نياز اطلاق مىشود ؛ كسى كه خوراك مىپزد نياز به نمك دارد ، كسى كه گرسنه است نيازمند آشپزى و آماده كردن غذاست و در عين حال ضرورتى در ميان نيست . اين احتمال نيز ممكن است كه اضطرار به حسب افراد و زمان و مكان مختلف باشد . خام‌خواران به پخت غذا نياز ندارند و ديگران به آن نيازمندند ؛ مقيم ( و آنكه در جايى اقامت مىگزيند ) نيازمند خانه است ؛ و مسافر بيش از يك سقف ( براى استراحت ) نياز ندارد . بنابراين ، ممكن است كه مضطر موضوعى عرفى باشد و عرف عام يا خاص در آن ملاحظه شود و با تغيير حالت ، نگرش و مكان ، تغيير يابد . گاه اضطرار شخصى است و به شخص مربوط مىشود كه چه چيزهايى را اضطرار