دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

294

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

مىداند و چه چيزهايى را اضطرار نمىشمارد ؛ چه خواسته‌ها و همّت‌هاى مردمان مختلف است و تصميم‌هاى آنان متفاوت ؛ ( به قول شاعر : ) تنگ‌نگر چيزهاى كوچك را بزرگ مىبيند و بزرگ‌منش چيزهاى بزرگ را كوچك گاه اضطرار شرعى است و تفسير و جست‌وجوى آن به بيان شارع نياز دارد . تفصيل مسئله چنين است : از كتاب‌هاى فقيهان مىتوان دريافت كه « اضطرار » همان « الجا : ناچارى » است و آنچه دربردارندهء ترس باشد ؛ و مطلق نياز اضطرار نيست . شيخ طوسى در نهايه مىگويد : « خوردن مردار جايز نيست مگر زمانى كه بيم تلف جان باشد » . « 1 » مثل اين سخن را ابن براج « 2 » و ابن ادريس « 3 » و علّامه - در مختلف « 4 » گفته است . محقق در شرائع سخن را توسعه داده ، مىگويد : مضطر كسى است كه از تلف شدن ( و از بين رفتن ) مىترسد ؛ و نيز آنكه از بيمارى در صورت نخوردن ( مردار ) مىترسد ؛ هم‌چنين كسى كه به جهت ضعف و ناتوانى بيم دارد كه از همراهان بازماند و نشانهء هلاك آشكار باشد ، يا از سوار شدن بر مركب ناتوان گردد كه به بيم تلف بينجامد . « 5 » مانند اين سخن را علّامه در قواعد گفته و افزوده است : اگر از طولانى شدن بيمارى يا سخت شدن معالجه آن بترسد ، اقرب اين است كه چنين شخصى مضطر مىباشد . « 6 »

--> ( 1 ) . النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى ، ص 586 . ( 2 ) . المهذب ، ج 2 ، ص 442 . ( 3 ) . السرائر ، ج 3 ، ص 113 . ( 4 ) . المختلف ، ص 683 . ( 5 ) . شرائع الاسلام ، ج 3 ، ص 181 . ( 6 ) . قواعد الأحكام ، ج 2 ، ص 159 .