دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
292
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
« الضرورة ، اسم مصدر اضطرار است » . « 1 » طريحى در مجمع البحرين آورده است : « ( فلانى ) مضطر به ( فلان ) چيز شد ، يعنى ناچار به آن شد . در قرآن آمده است : أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ « 2 » مضطر كسى است كه بيمارى يا فقر يا حادثهاى از حوادث روزگار ، او را نيازمند تضرّع و زارى به سوى خداى متعال كند . در حديث آمده است كه پيامبر از بيع مضطر نهى كرد و نيز فرمود : « از مضطر نخر » ؛ گفته شده كه اين سخن به دو وجه تبيين مىشود : 1 . انسان با زور مضطر را به فروش و ايجاد عقد بيع كند و پيدا است كه اين بيع فاسد مىباشد و انعقاد نمىيابد . 2 . شخص به جهت دين ( بدهى ) يا هزينهاى كه فراتر از توان او است ، مضطر به بيع شود ، پس آنچه را در دست دارد - به ضرورت - با نزول قيمت ( و به زيان ) بفروشد و راه پرداخت دين ، براى او همين شيوه باشد . در اينجا جوانمردى در اين است كه بدهكار ناگزير به اين فروش نگردد ؛ بلكه كمك شود و تا زمان توانمندى قرض به تأخير افتد ، يا اينكه كالا و مال او به قيمتش به فروش رسد . « واژهء « مضطر » بر وزن « مفتعل » از مادهء « ضرّ » است و اصل آن « مضتر » بوده كه به جهت « ض » ، « ت » تبديل به « ط » شده است » . « 3 » به هر حال ، اين فشردهء سخن عالمان لغت مىباشد . دربارهء « اضطرار » ، دو بحث جاى بررسى است : 1 . معناى اضطرار و اينكه آيا نياز است يا ناچارى ؛ 2 . مصاديق اضطرار .
--> ( 1 ) . المصباح المنير ، ص 360 . ( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 62 . ( 3 ) . مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 373 .