دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
194
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
في اليوم الرابع فصلّى عليه و دفنه ؛ « 1 » از امام صادق عليه السّلام رسيده كه امير المؤمنين على عليه السّلام مردى را در « حيره » سه روز روى دار گذاشت و در روز چهارم پايين آورد ، سپس بر او نماز خواند و او را دفن كرد . امام صادق عليه السّلام فرمود : المصلوب ينزل عن الخشبة بعد ثلاثة أيّام و يغسّل و يدفن ؛ « 2 » فرد به دار شده بعد از سه روز از چوبهء دار پايين آورده شود ، [ و بعد از ] غسل دفن مىشود . بنابراين ، اگرچه جرم و جنايت در حال حيات موجب اجراى حدّ مىگردد ، سبب سلب حرمت و كرامت اسلام از شخص نمىشود . علاوهء بر اين ، در نگاه عقل و خرد نيز پذيرفتنى نيست كه مجرم پس از پرداخت بهاى جنايتش از شخصيت و حقوقى كه برخوردار بوده است ، به مرتبهاى پايينتر از قبل تنزل كند ، بلكه با اجراى حدّ موقعيت قبل از جنايتش را دوباره احراز مىكند و به اصطلاح روايات ، مجرم پاك و طاهر مىشود . پس جسد مسلمانى كه در اثر معصيت و جنايتى محكوم به قتل شده در حكم اجساد ساير مسلمانان است و همان حرمت و كرامت ديگران را دارد . ب ) كالبد شكافى و هتك حرمت دربارهء صغراى دليل ( آيا كالبد شكافى موجب هتك حرمت مىشود يا خير ؟ ) ظاهرا آنهايى كه به حرمت كالبد شكافى بدن مردهء مسلمان فتوا دادهاند ، اين مطلب را مسلّم و پيش فرض گرفتهاند كه تشريح ، موجب هتك حرمت و بىاحترامى به مرده مىشود ، زيرا هيچ بىاحترامىاى بالاتر از آنكه اعضا و اندامهاى يك انسان تكه - تكه شود ، نيست ولى آيا واقعا چنين است ؟ براى پاسخ به پرسش فوق ، زاويهء ديد و چگونگى نگاه ما به كالبد شكافى و معناى آن اهمّيت دارد . اگر كالبد شكافى را به همان معناى لغوىاش در نظر بگيريم ؛ يعنى مطلق قطعه - قطعه كردن ، شكى نيست كه اين عمل بسيار اهانتآميز است ، امّا اگر كالبدشكافى
--> ( 1 ) . همان ، ص 541 ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ح 3 و نيز ر . ك : ج 2 ، ص 814 ، ح 1 و 3 .