دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

195

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

را يك واقعيت عينى و يك پديدهء خارجى بدانيم و همهء خصوصيات و ويژگىهايش را در نظر بگيريم ، اثبات آنكه كالبد شكافى موجب هتك حرمت و بىاحترامى است ، جاى تأمّل دارد ، زيرا احترام گذاشتن يا اهانت كردن از عناوين قصدى است و به انگيزه و هدف ، ربط دارد و پرواضح است كه در واقعيت عينى كالبد شكافى ، هيچ‌گونه قصد و انگيزهء اهانت و هتك حرمت وجود ندارد ، و آنكه برخى گفته‌اند : هتك از عناوين قصدى است ، امّا در تشريح ، قصد قهرى است و انفكاكى نيست ، سخن درستى به نظر نمىآيد ، زيرا احترام و بىاحترامى به نظر عرف نياز دارد و اگر عرف ، عملى را مصداق بىاحترامى نداند ، قصد انسان به تنهايى بسنده نمىكند . بنابراين ، در عنوان‌هاى قصدى ، قصد و هم مقصود بايد هماهنگ با ذهنيت عرف و جامعه شود ؛ يعنى آن را مصداق قصد بداند و گرنه قصد به تنهايى تأثير نخواهد داشت . اگر در مورد كالبد شكافى به خصوصيات و ويژگىهاى آن ، چه از نظر فاعل يعنى پزشكان و چه از نظر هدف و انگيزه كه جزء جداناشدنى از عمل تشريح و واقعيت خارجى آن است ، توجّه شود ، كدام عرف آن را مصداق اهانت و هتك حرمت مىشمارد و پزشكان را شايستهء نكوهش و سرزنش مىداند ؟ بنابراين خيلى بعيد مىنمايد كه كالبد شكافى به عنوان يك پديدهء خارجى ، موجب هتك حرمت و يا اهانت به جسد بشود . آن‌هايى كه اين واقعيت را ناديده گرفته‌اند به مفهوم لغوى و ذهنى آن نظر داشته و تشريح را جداى از عينيت آن و تنها به عنوان يك مفهوم ، موضوع حكم قرار داده‌اند . نتيجهء سخن آنكه به رغم شيوع و شهرت حرمت كالبد شكافى در مورد جسد مسلمان ، اين حكم با واقع چندان سازگار نيست و واقع‌بينانه‌تر آن است كه چنين حكم كنيم : تشريح به لحاظ عنوان اوّلى ، غير از ضرورت‌ها ، عملى جايز و بىاشكال است ، و در صورت مصلحت و ضرورت به مرحلهء وجوب مىرسد . امّا آنكه آيا هر نوع مصلحتى چنين اثرى دارد يا برخى از مصالح و ضرورت‌ها چنين است ، مطلبى است كه هم‌اكنون مورد بحث قرار مىدهيم .